على اللَّه كما في هذا الزمان الذي نحن فيه ، فالذي توجبونه وهو الإمام المعصوم المختفي ليس بلطف إذ لا يتصور منه مع الإختفاء تقريب الناس إلى الصلاح وتبعيدهم عن الفساد ؛ « 1 »
لطفى كه شما مىگوئيد با وجود امامى حاصل مىشود كه ظاهر و داراى قدرت باشد ، اميد پاداش از او برود و از عقاب وى ترسيده شود ، با اقامهء حدود و قصاص مردم را به فرمانبردارى بخواند و از گناهان باز دارد و داد مظلوم را از ظالم باز ستاند در حالى كه شما چنين چيزى را بر خدا واجب نمىدانيد چنان كه ما در اين زمان با آن مواجه هستيم . پس آن چه را كه شما واجب مىدانيد - يعنى وجود امام معصوم غائب - لطف نيست ؛ چرا كه با وجود غيبت امام تصور نمىرود كه او مردم را به صلاح نزديك و از فساد دور سازد .
تفتازانى هم مىگويد :
وأيضاً ، إنما يكون منفعة ولطفاً واجباً إذا كان ظاهراً قاهراً زاجراً عن القبائح قادراً على تنفيذ الأحكام وإعلاء لواء الإسلام وهذا ليس بلازم عندكم ، فالإمام الذي ادعيتم وجوبه ليس بلطف ، والذي هو لطف ليس بواجب ؛ « 2 »
همچنين وجود امام هنگامى داراى منفعت و لطف واجب است كه ظاهر و توانمند باشد ، از زشتىها باز دارد و به برپائى احكام و برافراشتن پرچم اسلام قادر باشد در حالى كه نزد شما اين امور لازم نيست و امامى كه شما وجوب او را ادعا مىكنيد لطف نيست و چنان چه لطف باشد ، واجب نيست .
همو در شرح عقايد نسفيه مىنويسد :
هامش
( 1 ) . شرح مواقف : 8 / 348 ، مواقف : 3 / 577 .
( 2 ) . شرح مقاصد : 2 / 276 .