پس صِرف ارسال رسول يا نصب امام ، حجت را بر بندگان تمام و عذر كافران را قطع مىكند ؛ تا سعادت و شقاوت انسانها به اختيار خودشان باشد . و اين بهترين لطف خداوند بر بشر است .
و سپس بر قول تفتازانى كه مىگويد : « صرف وجود امام بدون تصرّف او لطف نيست » نقضهاى فراوانى در قرآن وجود دارد كه وى قطعاً نمىتواند به آنها ملتزم شود ، پيامبران زيادى از بنى اسرائيل در آغاز بعثت خود كشته شدند و اين كشتار هرگز مانع از آن نشد كه خداوند رسولانش را به سوى آنها بفرستد . تفتازانى بايد پاسخ دهد كه هدف خداوند از ارسال اين رسولان چه بود ؟ در حالى كه خدا قطعاً به كشته شدن آنها علم داشت .
همچنين غايب شدن حجج الاهى در بين انبياء پيشين نيز سابقه داشته است .
خداى تعالى در مورد حضرت يونس مىفرمايد :
« وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلينَ * إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ * فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضينَ * فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُليمٌ * فَلَوْ لاأَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحينَ * لَلَبِثَ في بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ » ؛ « 1 »
و يونس يكى از رسولان خدا بود * چون به كشتى پر جمعيتى گريخت * پس با آنان قرعه زد و قرعه به نام او افتاد * و ماهى عظيمى او را به كام فرو برد ، در حالى كه مورد ملامت بود * و اگر او از تسبيح كنندگان نبود * تا قيامت در شكم ماهى مىماند .
بنابراين اگر تفتازانى و عالمان سنّى بتوانند به عبث بودن ارسال رسولانى كه به دست مردم كشته شدند و يا به عبث بودن نبوت يونس كه مدتى از قوم خود غائب بود
هامش
( 1 ) . سوره صافات : آيه 144 - 139 .