تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
و با اين بيان ، شبهه مذكور دفع مىشود ، و خلاصهء كلام اين كه : با وجود امام اخلاص در اعمال بيشتر است ، زيرا با پياده كردن ارشادات او و تأسّى به او انجام مىشود ، پس لطف در وجود است نه در عدم . و چنان چه كسى با عدم وجود امام احكام شرعيه را از واجبات و محرّمات مخلصانه به جا بياورد ، پس بين وجود و عدم امام فرقى نخواهد بود ، چرا كه اعمال را به درستى و با عبوديت و خضوع در برابر خدا انجام داده است . به علاوه انجام تكاليف به خاطر ترس از امام هنگامى است كه مصداق امام و حاكم يكى باشد . و بحث ما در وجود مطلق امام است .

2 . تعدد راه‌هاى لطف

چنان كه گفتيم وجود امام راه را براى رسيدن بندگان به كمال هموار مىسازد ؛ پس لطف است . متكلمان سنّى در مقابل گفته‌اند كه ارسال رسول و نصب امام يكى از مصاديق لطف مىباشد و خداوند قادر است لطفش را از راه‌هاى ديگر شامل حال بندگان كند ، بنابراين وجوب لطف با ضرورت نصب امام تلازم ندارد . در شرح مقاصد مىنويسد : فإنّما يجب لو لم يقم لطف آخر مقامه كالعصمة مثلًا ، فلم لا يجوز أن يكون زمان يكون الناس فيه معصومين مستغنين عن الإمام ؟ والقول بأنا نعلم قطعاً أن اللطف الذي يحصل بالإمام لا يحصل لغيره ، مجرد دعوى ربما تعارض بأنا نعلم قطعاً جواز حصوله لغيره ؛ « 1 » پس نصب امام واجب است ، اگر لطف ديگرى جايگزين آن نشود . مثلًا لطفى مثل عصمت چه دليلى بر عدم جواز اين سخن هست كه زمانى بيايد كه مردم در
هامش
( 1 ) . شرح مقاصد : 2 / 276 .
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 406 | السيد علي الحسيني الميلاني