بهرهگيرى صحيح از آنها را بيان نكند ، اغراء به جهل خواهد بود .
3 . اغراء به جهل عقلًا قبيح است .
از اين سه مقدمه مىتوان نتيجه گرفت كه بيان طريق بهرهگيرى صحيح از شهوات و غرائز كه مصداق بارز لطف است ، بر خداوند متعال وجوب دارد . از نظر وى اين لطف به چند صورت حاصل مىشود ، كه عبارتند از : كامل كردن عقل ، نصب دليل ، ارسال رسل و ابقاء امام . پس بر خداوند واجب است كه همواره يكى از اين امور يا همهء آنها را محقق سازد تا لطف استمرار يابد و راه رسيدن به غرض خداوند از خلق و تكليف قطع نشود .
چهار ) وجوب لطف جهت اتمام حجّت
چنان كه گذشت ، يكى از مصاديق لطف « نصب الادلّة » است . وجود دليل جهت اتمام حجت مىباشد و بر خدا لازم است كه جهت عقاب بندگان ، دلايل خود را آشكار و حجت را بر ايشان تمام سازد . از اين رو خداى تعالى مىفرمايد :
« قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ » ؛ « 1 »
بگو حجت و برهان رسا براى خداوند است .
خداوند زمينهء اطاعت را براى بندگان فراهم مىسازد تا آن كس كه با وجود اين زمينهها عصيان مىكند از روى برهان هلاك شود و مطيع از روى برهان حيات يابد .
خداى تعالى مىفرمايد :
« لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَميعٌ عَليمٌ » ؛ « 2 »
تا هر آن كس كه هلاك مىشود از روى دليل آشكار باشد و هر كه حيات مىيابد از روى دليل باشد و خداوند قطعاً شنوا و داناست .
هامش
( 1 ) . سوره انعام : آيه 149 .
( 2 ) . سوره انفال : آيه 42 .