تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
لتوقف غرض المكلّف عليه وانّ المريد لفعل من غيره إذا علم انّه لا يفعله الّا بفعل يفعله المريد من غير مشقة لو لم يفعله لكان ناقضاً لغرضه وهو قبيح عقلًا ؛ « 1 » چرا كه غرض مكلّف بر آن متوقف است . و اگر كسى فعلى را از ديگرى بخواهد و بداند كه او اين فعل را انجام نخواهد داد ، مگر اين كه خود [ مريد ] فعلى را [ به عنوان فراهم كردن زمينه ] انجام دهد تا مكلّف به اضطرار و مشقت نيفتد پس اگر مريد اين كار را انجام ندهد ، غرضش را نقض كرده است و آن عقلًا قبيح است .

دو ) بخل يا عجز بودن منع لطف

روشن است كه خداوند ، مخلوقات خود را دوست مىدارد و رستگارى آنان محبوب خداوند است . پس چنان چه رستگارى بندگان بر مقدمه يا مقدماتى متوقف باشد و فراهم ساختن اين مقدمات مقدور باشد و خداوند از فراهم كردن آن‌ها خوددارى كند ، اين امتناع مصداق عجز يا بخل خواهد بود ، و حال آن كه خداوند متعال از هر دو صفت منزه است . پس فراهم ساختن مقدمات رستگارى بندگان بر خداوند سبحان واجب است . مرحوم شيخ مفيد رحمة اللَّه عليه مىفرمايد : إنّ ما أوجبه أصحاب اللطف من اللطف إنّما وجب من جهة الجود والكرم ؛ « 2 » آن چه كه قائلان به [ قاعدهء ] لطف از لطف واجب مىشمارند ، وجوب آن از جهت جود و كرم است .
هامش
( 1 ) . النافع يوم الحشر : 75 . ( 2 ) . اوائل المقالات : 59 .
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 400 | السيد علي الحسيني الميلاني