تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١

سه ) اغراء به جهل بودن منع لطف

اگر مولا به كسى قدرت بدهد و امكاناتى براى او فراهم سازد و بداند كه شخص از نحوهء به كارگيرى آن‌ها در مسير صحيح آگاه نيست و ممكن است قدرت و امكانات را در مسير ناصحيح به كار گيرد ، در اين صورت بر مولا لازم است كه عبد خويش را آگاه كند ، و گرنه اغراء به جهل خواهد بود و آن به حكم عقل قبيح است . مرحوم قاضى ابن برّاج مىگويد : اللّطف على اللَّه واجب ، لانّه خلق الخلق وجعل فيهم الشّهوة ، فلو لم يفعل اللّطف لزم الإغراء وذلك قبيح ؛ « 1 » لطف بر خدا واجب است زيرا او خلق را آفريده و در آن‌ها شهوت قرار داده پس چنان چه لطف نكند اغراء [ به جهل ] لازم مىآيد و اغراء بر خداوند قبيح است و آن قبيح است و خداوند قبيح را انجام نمىدهد پس لطف واجب است . و در مورد راه‌هاى حصول لطف مىنويسد : اللّطف هو نصب الأدلّة وإكمال العقل وإرسال الرسل في زمانهم و بعد انقطاعهم إبقاء الإمام لئلّا ينقطع خيط غرضه ؛ « 2 » لطف يعنى قراردادن دلايل ، كامل كردن عقل ، فرستادن رسولان در عصر خودشان و باقى گذاشتن امام بعد از انقطاع رسولان تا اين كه ريسمان رسانند به غرضِ الاهى قطع نگردد . استدلال ابن برّاج از سه مقدمه تشكيل شده است كه عبارتند از : 1 . خدا آفرينندهء خلق است . 2 . خداى تعالى در مخلوق خود شهوات و غرائزى قرار داده كه اگر طريق
هامش
( 1 ) . جواهر الفقه : 247 . ( 2 ) . همان .