رسول لطف است و اين لطف براى تكليف بندگان و قرار دادن ثواب و عقاب بر اعمال آنان ، ضرورت دارد .
2 . روايات
« قاعده لطف » مبناى روايى نيز دارد ، از جمله روايات اين كه اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود :
لا تخلو الأرض من قائم للَّه بحجّة إمّا ظاهراً مشهوراً وإمّا خائفاً مغموراً ( مستوراً ) لئلّا تبطل حجج اللَّه وبيّناته ؛ « 1 »
زمين هرگز از كسى كه حجت خدا را اقامه كند خالى نمىشود خواه اين حجت آشكار و شناخته شده باشد و خواه ترسان و ناشناس باشد تا اين كه حجتها و دلايل خداوند باطل نگردد .
در فتح البارى « 2 » و ساير كتب معتبرهء اهل سنّت از جمله حلية الاولياء ، « 3 » صفة الصفوة « 4 » و تهذيب الكمال في اسماء رجال « 5 » اين روايت نقل شده است .
بر اساس اين حديث زمين هيچ گاه از حجت الاهى خالى نمىشود و اين ، به جهت آشكار شدن حجتها و دلايل خداوند براى هدايت بندگان ، و هدايت بندگان هم لطفى از سوى خداوند است پس اين روايت مبنايى براى « قاعدهء لطف » مىباشد .
اين قاعده از روايات فراوان استنباط مىشود كه جهت رعايت اختصار از طرح و تبيين آنها خوددارى مىشود . در اين زمينه مىتوان به ابواب زير در « كتاب الحجة »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه : حكمت 147 ، شرح نهج البلاغه : 18 / 347 ، اعلام الموقعين : 4 / 150 ، فتح البارى : 6 / 494 .
( 2 ) . فتح البارى : 6 / 494 .
( 3 ) . حلية الاولياء : 1 / 80 .
( 4 ) . صفة الصفوة : 1 / 331 .
( 5 ) . تهذيب الكمال : 24 / 221 .