تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
خود دريافت مىكنند ؛ پس هدايت خداوند عموميت دارد و همه را - از اشرف مخلوقات تا پست‌ترين موجود - در برمىگيرد ، روشن است كه اين هدايت ، لطفى از ناحيه خداوند متعال بوده . در نتيجه لطف و رحمت خدا عام است . بدين ترتيب روشن مىشود كه عصمت اولياى الاهى نيز لطفى از سوى خداوند متعال است لذا خداى تعالى خطاب به رسول خود مىفرمايد : « وَلَوْ لافَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ » ؛ « 1 » و اگر فضل و رحمت خداوند شامل حال تو نمىبود گروهى از آنان همت گماشته بودند كه تو را از راه دور سازند . بر اين اساس ، اگر خداوند بندگان خود را حفظ نكند و لطف و هدايت او شامل حالشان نشود قطعاً گمراه خواهند شد . خداى تعالى جهت هدايت و تربيت بندگان حجت‌هايى قرار داده تا آن‌ها را به راه درست فرا خوانند . در اين راستا به بندگان مطيع و فرمانبردار وعدهء بهشت داده و نافرمانان را از عذاب جهنم ترسانيده است . روشن است كه تكليف بندگان و فرق نهادن بين مطيع و عاصى فرع ارسال و ابلاغ اوامر و نواهى خداوند مىباشد . از اين روى خداى تعالى مىفرمايد : « وَما كُنَّا مُعَذِّبينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا » ؛ « 2 » و ما هرگز كسى را عذاب نمىكنيم مگر آن كه رسولى برانگيخته باشيم . پس تربيت و رشد و كمال بندگان لطفى از ناحيه خدا و فقط با هدايت و ابلاغ اوامر و نواهى آفريدگار ميسّر و ممكن است . فرق نهادن بين فرمانبردار و نافرمان ، با ثواب و عقاب معنا مىيابد و اين همه فرع بر ارسال رسولان است . در نتيجه ارسال
هامش
( 1 ) . سوره نساء : آيه 113 . ( 2 ) . سوره اسراء : آيه 15 .