نكتهء پنجم : لطف فقط مسير را براى نيل به كمال هموار مىسازد ، امّا انسان را به طاعت و ترك معصيت مجبور نمىكند . بنابراين لطف فقط در كسانى مؤثر است كه روحيه عبوديت دارند . امّا در مورد افرادى كه قلوب آنها « كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً » « 1 » باشد تأثيرى نخواهد داشت .
ج ) ادّلهء قاعده لطف
1 - آيات
خداى تعالى مىفرمايد :
« كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ » ؛ « 2 »
خدا رحمت را بر خود نوشته است .
چنان كه پيشتر گفتيم ، بر اساس اين آيه ، خداوند رحمت به بندگان را بر خود واجب كرده و به آن ملتزم شده است . لذا قول به وجوب رحمت بر خداوند از باب تعيين تكليف براى خداى تعالى نيست بلكه به فرمودهء خود خدا مستند است ، به همين جهت در آيهاى ديگر مىفرمايد :
« وَرَحْمَتي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ » ؛ « 3 »
و رحمت من همه چيز را در برگرفته است .
اين آيه نيز دليلى روشن بر « قاعدهء لطف » است . بر اساس اين آيهء مباركه رحمت و لطف خداوند فراگير است ؛ بر خلاف غضب الاهى كه ممكن است گاهى قومى را فرا گيرد .
عموميت لطف الاهى در آيهاى ديگر به اين صورت بيان شده است .
هامش
( 1 ) . سوره بقره : آيه 74 .
( 2 ) . سوره انعام : آيه 54 .
( 3 ) . سوره اعراف : آيه 156 .