تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
« داعى براى واجب » است . دعوت در لغت به معناى « خواستن » و « ايجاد انگيزه » است كه برخى از آن با عنوان « نصب الادلة » تعبير مىكنند . « 1 » « دعوت » و « داعى » انسان را به انجام عملى تحريك مىكنند . به عنوان مثال دعوت از يك شخص به يك ميهمانى ، محرّك وى براى شركت در آن است . آدرس دقيق ، نصب پرچم و روشن كردن چراغ شرايط را براى شركت ميهمان آماده مىكند و بر انگيزه وى مىافزايد . هر چند اين امور بر دعوت كننده واجب نيست امّا او از سر لطف به ميهمان خود به اين امور اقدام مىكند . نكتهء دوم : برخى از متكلمان لطف را به هيأتى كه براى انسان پديد مىآيد تعريف مىكنند . براين اساس نيز ، لطف ، براى بنده كششى به سوى اطاعت اوامر و ترك معصيت مولى ايجاد مىكند . نكتهء سوم : از تعبير « ما يكون عنده المكلّف » استفاده مىشود كه لطف موجب تحولى در انسان مىشود ، و انسان به واسطه آن صيرورتى به سمت طاعت و دورى از معصيت مىيابد . نكتهء چهارم : از نظر همه متكلمان لطف چيزى است كه بنده را به اطاعت نزديكتر و از معصيت دور تر مىكند ، بنابراين روشن است كه لطف فرع بر تكليف است . يعنى خداى تعالى بندگان را خلق فرموده و آن‌ها را مكلف ساخته است و به ايشان اختيار عطا كرده ؛ تا به اختيار خويش طريق عبوديت را در پيش گيرند و به رشد و تعالى برسند . بنابراين تكليف بندگان به احكام شرعيه جهت رسيدن به كمال و نيز ارسال رسل و نصب امام براى هدايت خلق به سوى اين هدف ، هر يك لطفى جداگانه از سوى خداوند متعال است .
هامش
( 1 ) . جواهر الفقه : 247 .