بر اساس قول راغب ، رحمت ، شفقت و رفق لطف است ، و مراد از لطف در قاعدهء مورد بحث نيز همين است .
به عبارت ديگر : قاعدهء لطف بيانگر رحمت و شفقت الاهى بر مخلوقات است .
پس :
اولًا : اين قاعده عموم بشريت - اعم از مسلمان و غير مسلمان - را شامل مىشود ، بلكه شامل همهء مخلوقات است . به عنوان مثال بذر گياهان نيز براى رشد و رسيدن به كمال نيازمند لطف و رحمت الاهى مىباشد . خورشيد بتابد و باران رحمت نازل شود و لطف خدا شامل حال گياهان گردد تا آنها به رشد و كمال برسند .
ثانياً : قاعدهء لطف ، به نحو خاصى از لطف اختصاص ندارد و شامل هر لطفى مىشود ، در خصوص بندگان گفتهاند كه « اللطف ما يكون العبد معه أقرب إلى الطاعة وأبعد عن المعصية » است .
« ما » در اين عبارت موصوله و بيانگر عموميّت است ، پس قاعدهء ياد شده به بعثت انبياء ، ارسال رسل و جعل و نصب امام اختصاص ندارد ، و اين امور صرفاً مصاديقى از لطف الاهى هستند . پس اگر عالمى در بين گروهى باشد كه آنها را به خدا متوجه كند ، وجود او براى اطرافيانش لطف است .
ثالثاً : موضوع « قاعدهء لطف » دائر مدار « لطف » نيست ، بلكه مصداق لطف است پس مىتوان با عناوين ديگرى همچون هدايت يا رحمت الاهى مقصود را بيان كرد .
به عبارت ديگر « قاعدهء لطف » صرفاً تسميهاى براى بيان شمول لطف الاهى بر بندگان است ، پس در مباحث امامت ، مصداق « قاعدهء لطف » مورد توجه است نه عنوان آن و « ما يكون العبد معه أقرب الى الطاعة وأبعد من المعصية » مصداق اين قاعده است چه عنوان آن « قاعدهء لطف » باشد ، چه عنوان ديگرى داشته باشد .
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 388
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٣٨٨