تسنّن نيز همانند شيعيان در مقابل حكم عقل و بيان روشن رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله تسليم مىشدند هرگز ناچار نبودند ضمن اعتراف به پيامدهاى فاسد گزينش امام از سوى مردم به توجيه آن بپردازند .
به عبارت ديگر اگر اهل تسنّن مىپذيرفتند كه امام بايد از جانب خدا منصوب شود و معصوم باشد ، با هيچ يك از اين اشكالات مواجه نمىشدند ، زيرا روشن است كه وجود چنين امامى نه تنها هيچ ضررى براى امّت اسلام ندارد بلكه سعادت دنيا و آخرت آنان در گرو تبعيت از امام معصوم و منصوب از ناحيهء خدا است .
3 . جلب منافع فراوان و دفع زيانها
سومين دليل ارائه شده از سوى متكلمان سنّى بر وجوب گزينش امام از سوى مردم ، جلب منافع و دفع ضررهايى است كه بواسطه نصب امام حاصل مىشود . در شرح مقاصد آمده است :
الثالث : أن في نصب الإمام استجلاب منافع لا تحصى واستدفاع مضارّ لا تخفى ، وكلّ ما هو كذلك فهو واجب ؛ « 1 »
[ دليل ] سوم : همانا در نصب امام جلب منافع بىشمار و دفع ضررهاى آشكار است و هر آن چه كه چنين باشد ، واجب خواهد بود .
نقد و بررسى
اين دليل با دليل قبلى تفاوتى ندارد و تقرير ديگرى از همان است . بنابراين تمام اشكالات مربوط به دليل پيشين بر دليل سوم هم وارد است ، از جمله اين كه :
1 . دليل با مدّعا همخوانى ندارد
2 . استدلال عقلى است نه سمعى
هامش
( 1 ) . شرح مقاصد : 2 / 274 .