ولأنّ كثيراً من الواجبات الشرعيّة يتوقف عليه كما أشار إليه بقوله :
والمسلمون لابدّ لهم من إمام يقوم بتنفيذ أحكامهم وإقامة حدودهم وسدّ ثغورهم وتجهيز جيوشهم وأخذ صدقاتهم وقهر المتغلبة والمتلصِّصَة وقطّاع الطريق وإقامة الجُمَع والأعياد و . . . ؛ « 1 »
[ نصب امام واجب است ] به دليل آن كه بسيارى از واجبات شرعى وابسته و متوقف بر آن است . چنان كه در قول خود به آن اشاره مىكند : مسلمانان ناگزير به امامى نياز دارند كه براى اجراى احكام ، اقامهء حدود ، حفظ مرزها ، تجهيز لشكريان ، جمع آورى صدقات ، مغلوب ساختن باج گيران ، دزدان و راهزنان و برپا داشتن نمازهاى جمعه و عيد و . . . قيام كند .
نقد و بررسى
پيش از نقد دليل دوم متكلمان سنّى ، يادآور مىشويم كه همهء ايشان بر وجوب نصب امام با استناد به دليل نقلى اصرار و تأكيد فراوانى داشتند ، امّا على رغم اين تأكيد ، دليل فوق كاملًا عقلى است .
همچنين پيش فرضهاى اين دليل ، محل اختلاف و بحث است . به عبارت ديگر اين دليل بر پايهء وجوب دفع ضرر احتمالى استوار شده است ، و حال آن كه اين مسأله يكى از مسائل اختلافى در مباحث اصول فقه است ، و نيز در اصول ثابت شده كه مقدمهء واجب ، واجب نيست .
صرف نظر از اشكالات ياد شده ، مهمترين ايرادى كه بر اين دليل وارد است ناهماهنگى آن با اصل مدعاست .
به ديگر بيان ، بحث اصلى در اين بود كه امام بايد از سوى خداى تعالى نصب
هامش
( 1 ) . شرح عقايد نسفيه : 233 .