خواند و ضمن آن بر ضرورت نصب امام تأكيد كرد ، در اين دو كتاب براى اثبات وجوب نصب امام توسط مردم به عدم اعتراض مسلمانان در مقابل خطبهء ابوبكر استشهاد و بيان شد كه : « و لم يقل أحد أنه لا حاجة إلى الامام » « 1 » - يعنى احدى نگفت كه نيازى به امام نيست - .
اين استدلال و استشهاد نيز از چند جهت مخدوش است زيرا :
اوّلًا : راوى خطبهء ابوبكر مشخص نيست .
ثانياً : از اين كه احدى اعتراض نكرد ، صرفاً سكوت مردم در مقابل ابوبكر به دست مىآيد ، نه تأييد كلام ابوبكر از سوى ايشان .
و ثالثاً : چنان چه عدم اعتراض مردم را به معناى تأييد سخنان ابوبكر بدانيم ، باز اين اشكال باقى مىماند كه محل نزاع وجوب نصب امام به توسط مردم بود نه نياز مردم به امام . پس از عبارت « لم يقل أحد أنه لا حاجة إلى الإمام » ، هرگز وجوب نصب امام به توسط مردم استفاده نمىشود .
و مسأله عدالت و حجيت عمل صحابه « 2 » نيز نياز به تأمل جدى دارد كه در مباحث بعدى به تفصيل بررسى خواهد شد .
هامش
( 1 ) . شرح مقاصد : 2 / 273 .
( 2 ) . در مورد حجيت عمل صحابه اقوال مختلفى وجود دارد ، برخى با استناد به حديث جعلى « أصحابي كالنجوم بأيهم اقتديتم اهتديتم » ادعا مىكنند كه عمل هر يك از صحابه حجت است عدهاى نيز مدعى هستند كه عمل خلفاى چهارگانه حجت است و براى اثبات ادعاى خود به حديث جعلى « عليكم بسنّتي وسنّة الخلفاء الراشدين من بعدي » استناد مىكنند و گروهى حديث جعلى « اقتدوا باللذين من بعدي أبيبكر وعمر » استناد مىكنند و عمل شيخين را حجت مىدانند و - به حمد خدا - ما در نقد هر يك از اين احاديث رسالهء مستقلّى نگاشتهايم .