تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
مات ولابدّ لهذا الدين ممن يقوم به . فبادر الكلّ إلى قبوله و لم يقل أحد لا حاجة إلى ذلك ، بل اتفقوا عليه وقالوا ننظر في هذا الأمر ، وبكّروا إلى سقيفة بني ساعدة وتركوا له أهمّ الأشياء وهو دفن رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه وآله . و لم يزل الناس بعدهم على ذلك في كلّ عصر إلى زماننا ، من نصب إمام . . . متّبع في كلّ عصر ؛ « 1 » اما وجوب نصب امام بر مردم بر اساس نقل ، دو وجه دارد : دليل اول ، تواتر اجماع مسلمين در صدر اسلام بعد از رحلت پيامبر صلى اللَّه عليه وآله است بر اين كه هيچ زمانى بدون خليفه و امام نمىشود ، تا آن جا كه ابوبكر در خطبه مشهور خود به هنگام رحلت رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله گفت : « آگاه باشيد كه محمّد صلى اللَّه عليه وآله از دنيا رفت و اين دين ناچار به كسى نياز دارد كه آن را برپا دارد » پس همه سخن او را پذيرفتند و هيچ كس نگفت كه به اين امر نيازى نيست ؛ بلكه همه بر آن اتفاق كردند و گفتند در اين رابطه مشورت مىكنيم و صبح در سقيفه بنى ساعده جمع شدند و به خاطر اين موضوع مهمترين مسأله را كه دفن رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله بود ترك كردند و پس از آن مردم در هر عصرى تا به امروز همواره اين طريق را پيمودند و در هر دوره‌اى امامى نصب مىكردند كه از آن تبعيت كنند . و در شرح مقاصد مىنويسد : نصب الإمام بعد انقراض زمن النبوة واجب علينا سمعاً . . . لنا على الوجوب وجوه :
هامش
( 1 ) . شرح مواقف : 8 / 345 - 346 ، مواقف : 3 / 575 .
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 351 | السيد علي الحسيني الميلاني