تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
اى مردم هر كه محمّد را عبادت مىكرد پس همانا محمّد مُرد و هر كه پروردگار محمّد را عبادت مىكند پس او زنده‌اى است كه نمىميرد . اين امر [ امامت ] ناگزير به كسى نياز دارد كه آن را برپا دارد ، پس مشورت كنيد و آراء خود با بياوريد ، خداوند به شما رحم كند . پس مردم از هر طرف براى اين امر شتافتند و گفتند : راست مىگويى و ليكن در اين مشورت خواهيم كرد و هيچ كس نگفت كه احتياجى به امام نيست . در مورد اين نقل توجه به سه نكته زير ضرورى است : اول : راوى خطبه مجهول است . دوم : آن چه از ابوبكر منقول است فقط چند كلمه مىباشد كه طى آن از رحلت رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله خبر مىدهد و آن كلام ردّى بود بر عمر ، كه موت پيامبر صلى اللَّه عليه وآله را انكار نمود . سوم : در حالى كه در شرح مواقف مىگويد : « مردم صبح زود به سمت سقيفه شتافتند » در شرح مقاصد اشاره‌اى به اين جهت نشده و اين درست است ، زيرا حضور انصار در سقيفه در پى سخنان ابوبكر نبوده ، بلكه آن‌ها اجتماع كرده بودند و سپس ابوبكر و عمر و ابوعبيده اضافه شدند . در شرح عقايد نسفيه نيز سه دليل براى وجوب نصب امام از سوى مردم ارائه مىكند ، و در ضمن دليل دوم مىنويسد : ولأنّ الأمّة قد جعلوا أهم المهمات بعد وفاة النبي صلّى اللَّه عليه وآله ، نصب الإمام ، قدّموه على الدفن ؛ « 1 » چرا كه امّت نصب امام را بعد از رحلت پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله مهمتر از امورات
هامش
( 1 ) . شرح عقائد نسفيّه : 232 - 233 .