اميرالمؤمنين عليه السلام دلالت دارند و اهل سنّت در منابع خود آنها را نقل كردهاند ، عبارتند از :
الف ) حديث غدير « من كنت مولاه فعلى مولاه »
ب ) حديث منزلت « أنت مني بمنزلة هارون من موسى إلّاأنّه لا نبي بعدي »
ج ) حديث « سأعطي الراية غداً رجلًا يحبه اللَّه ورسوله »
د ) حديث ثقلين « إني تارك فيكم الثقلين كتاب اللَّه وعترتي »
اين احاديث بخشى از نصوصى است كه هر يك به نحوى بيانگر امامت بلافصل اميرالمؤمنين عليه السلام هستند و به تواتر به ما رسيدهاند . « 1 »
دلالت اخبار فراوان بر امامت اميرالمؤمنين
به علاوه روشن است كه راه حصول يقين منحصر به خبر متواتر نيست بلكه خبر واحدِ محفوف به قرائن نيز مفيد علم است ، پس هر چند در امور اعتقادى يقين لازم است و نمىتوان به ادلهء ظنّى استناد كرد ، امّا در اين امور علاوه بر خبر متواتر ، مىتوان به خبر واحدِ محفوف به قرائن نيز استناد كرد . لذا براى اثبات امامت اميرالمؤمنين عليه السلام استناد به خبرى كه به كمك قرائن افادهء يقين كند ، كافى است و نيازى به خبر متواتر وجود ندارد .
حاصل آن كه اولًا : در مورد امامت اميرالمؤمنين عليه السلام نصوص متواتر وجود دارد و ثانياً : براى اثبات اين موضوع نيازى به تواتر نيست بلكه آن چه مفيد علم باشد كافى است .
در منابع شيعه و سنّى اخبار فراوانى وجود دارد كه بر امامت اميرالمؤمنين عليه السلام دلالت دارند . بيشتر اين اخبار اگر متواتر نباشند ، محفوف به قرينه هستند . از سوى
هامش
( 1 ) . در مورد دلالت و تواتر هر يك از اين احاديث در محل خود بحث خواهد شد .