تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
باب دوم در اخبار [ است كه ] شامل فصولى است . فصل دوم در مورد اخبارى است كه دروغش دانسته شده است و آن بر دو قسم است اول اخبارى كه با يك امر بديهى يا استدلال [ منطقى ] مخالف است . دوم اخبارى كه در صورت صحت ، انگيزه فراوانى براى نقل آن بود [ و بايد به گوش ما مىرسيد ] چنان كه مىدانيم شهرى بين مكه و مدينه وجود ندارد چرا كه اگر [ چنين شهرى ] بود حتماً نقل مىشد [ و به گوش ما مىرسيد ] . شيعه ادعا مىكند كه نص ، بر امامت على عليه السلام دلالت دارد در حالى كه متواتر نيست ؛ چنان كه اقامه ، شروع نماز با بسم اللَّه الرحمن الرحيم و معجزات رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله به تواتر به ما نرسيده است . مىگوئيم دو مورد اول - يعنى اقامه و تسميه - از فروع دين هستند و مخالفت و عدم پذيرش آن دو موجب بدعت و كفر نمىشود ؛ بر خلاف امامت [ كه از اصول دين است و مخالفت با آن موجب كفر است ] و امّا [ عدم تواتر در نقل ] معجزات پيامبر به دليل قلّت مشاهده كنندگان آن‌هاست . منظور بيضاوى آنست كه چون امامت از اصول دين است و انكار آن موجب بدعت و كفر مىگردد ؛ لذا چنان چه نصى در اين زمينه وجود داشت ، مىبايست افراد زيادى آن را نقل مىكردند . امّا از آن جا كه اين نص به تواتر به ما نرسيده است ، پس چنين نصى وجود نداشته است . سبكى در شرح اين عبارت مىنويسد : أجاب . . . بخلاف الامامة ، فإنها من الاصول ومخالفتها بدعة ومؤثرة في الفتن ، فتتوافر الدواعي على نقلها ، فلما لم تتوافر دلّ على عدم صحته ؛ « 1 »
هامش
( 1 ) . همان : 2 / 296 .