پاسخ مىدهد به خلاف امامت ، پس امامت از اصول است و مخالفت با آن بدعت و انگيزه فتنه است و انگيزهء نقل آن فراوان بوده است لذا عدم تواتر آن بر عدم صحتش دلالت مىكند .
اسنوى نيز مىنويسد :
وخالفت الشيعة في القسم الثاني فادّعت أنّ النص الجلّى دلّ على إمامة علي رضي اللَّه عنه و لم يتواتر غيره من الامور المهمة كالإقامة والتسمية في الصّلاة ومعجزات الرسول صلّى اللَّه عليه وآله . . . والجواب عن الأولين - وهما الإقامة والتسمية - لأنهما من الفروع والمخطىء فيهما ليس بكافر ولا مبتدع ؛ فلذلك لم تتوافر الدواعي على نقلهما ، بخلاف الإمامة فإنها من اصول الدين ومخالفتها فتنة وبدعة ؛ « 1 »
و شيعه در قسم دوم مخالفت كرده و مدعى شده است كه نص آشكار بر امامت على عليه السلام دلالت مىكند ؛ در حالى كه متواتر نيست . چنان كه غير از امامت در امور مهم ديگرى نيز تواتر وجود ندارد . مثل اقامه و تسميه در نماز و معجزات رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله . پاسخ در مورد اول كه [ مراد ] اقامه و تسميه مىباشد ، آنست كه آن دو از فروع هستند و كسى كه در اين موارد خطا كند ، كافر و بدعت گذار نخواهد بود . بنابراين انگيزههاى زيادى براى نقل آن دو نبوده است ؛ بر خلاف امامت كه از اصول دين و مخالفت با آن فتنه و بدعت است .
وجود نصوص متواترِ فراوان برخلافت اميرالمؤمنين
در پاسخ اين اشكال بايد گفت : كه در مورد امامت اميرالمؤمنين عليه السلام نه يك نص ، بلكه نصوص متواترى وجود دارد . برخى از نصوصى كه به روشنى بر امامت
هامش
( 1 ) . نهاية السؤل شرح منهاج الوصول : 2 / 38 .