تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
ابن عربى مالكى نيز در كتاب العواصم من القواصم « 1 » مىنويسد : فهذه الأخبار الصّحاح كلّها تعطيك أن ابن عمر كان مسلّماً في إمرة يزيد ، وأنه بايع له والتزم ما التزم الناس ودخل فيما دخل فيه المسلمون وحرّم على نفسه و من إليه بعد ذلك أن يخرج على هذا أو ينقضه . . . وقد صدق البخاري - في روايته قول معاوية على المنبر - أنّ ابن عمر قد بايع بإقرار ابن عمر ذلك وتسليمه له وتماديه عليه ؛ « 2 » پس اين اخبار صحيح مىرساند كه ابن عمر در [ قبول ] امارت يزيد تسليم بوده است و همانا وى با او بيعت كرد و به آن چه مردم ملتزم بودند ملتزم شد و در آن چه كه مسلمانان وارد شدند ، وارد شد و بر خود و بر ديگران خروج و قيام بر [ يزيد ] را حرام كرد . . . و راست گفت بخارى در نقل قول معاويه كه بر منبر گفت : « همانا ابن عمر به تحقيق بيعت كرده است » ؛ [ چرا كه ] ابن عمر بر اين بيعت اقرار و تسليم او شد و در اين مورد استقامت ورزيد . در جاى ديگر پيرامون شهادت امام حسين عليه السلام مىگويد : ولا قاتلوه إلّابما سمعوا من جدّه ؛ « 3 » و او را نكشتند مگر به خاطر آن چه كه از جدش شنيده بودند [ ! ! ] اين سخن بسيار عجيب است . سؤال ما از ابن عربى و پيروانش اين است كه چرا خوددارى عبداللَّه بن عمر از بيعت با اميرالمؤمنين عليه السلام - كه خلافت آن حضرت مورد قبول همگان بود - براى او نقص شمرده نمىشود ، امّا اباى حضرت
هامش
( 1 ) . ابن عربى از فقها و محدثان سنّى است . وى تأليفاتى دارد كه از جمله مىتوان به سه كتاب آيات الاحكام ، شرح بر صحيح ترمذى و العواصم من القواصم اشاره كرد . مبانى وى در كتاب العواصم من القواصم در راستاى تقويت عقايد نواصب است از اين رو وهابيان اين كتاب را با پاورقى و اضافات چاپ و نشر كرده‌اند . ( 2 ) . العواصم من القواصم : 232 . ( 3 ) . همان : 245 .
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 242 | السيد علي الحسيني الميلاني