تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
احدى از شما يزيد را خلع و در اين امر با ديگرى بيعت كرده اين موضوع موجب جدايى و فاصله بين من او خواهد بود . ذهبى نيز مىگويد : لما خلع أهل المدينة يزيد جمع ابن عمر بنيه وأهله ثم تشهّد وقال : أمّا بعد ، فإنّا قد بايعنا هذا الرجل على بيع اللَّه ورسوله ، . . . فلا يخلعنّ أحد منكم يزيد ؛ « 1 » وقتى اهل مدينه يزيد را خلع كردند عبداللَّه بن عمر بن خطاب به فرزندان و خانوادهء خود گفت : ما با اين مرد بر اساس بيعت خدا و رسولش بيعت كرديم ، . . . پس احدى از شما يزيد را خلع نكند . عبداللَّه بن عمر مدعى است بر اساس بيعت خدا و رسول ، با يزيد بيعت كرده است ، امّا چنان كه گذشت ابن حجر عسقلانى تصريح مىكند كه عبداللَّه بن عمر براى بيعت با يزيد از معاويه صد هزار درهم گرفته بود ، جالب اين كه برخى از سنّيان اين قول ابن عمر را مبناى اعتقادات خويش قرار داده‌اند و معتقدند بيعت عبداللَّه بن عمر با يزيد بن معاويه به حكومت وى شرعيت بخشيده است . در كتاب ارشاد الساري مىنويسد : فيه وجوب طاعة الإمام الذي انعقدت له البيعة والمنع من الخروج عليه ولو جار ، وأنّه لا ينخلع بالفسق ؛ « 2 » در اين كار دليل است براى وجوب طاعت و عدم خروج بر امام كه بر او بيعت گرفته شده است ، هر چند ستم كند به واسطه فسق خلع نمىشود .
هامش
( 1 ) . تاريخ الاسلام : 5 / 274 . ( 2 ) . ارشاد السارى : 10 / 199 .