اجماع مسلمانان بر آن است كه معوذتين و فاتحه و ساير سورههاى مكتوب در مصحف جزء قرآن هستند و اگر كسى چيزى از آنها انكار كند كافر مىشود .
بر اساس سخنِ نووى ، ابن مسعود كافر خواهد بود ؛ زيرا وى معوذتين را جزء قرآن نمىداند . امّا اين موضوع ازيك سو با قول به عدالت صحابه ناسازگار است و از سوى ديگر موجب مخدوش شدن كتب صحاح خواهد بود . « 1 » از اين رو شهاب الدين قسطلانى تلاش كرده تا به نحوى اين مشكل را مرتفع سازد . وى در كتاب ارشاد السارى في شرح صحيح البخارى مىنويسد :
وهذا مما اختلف فيه ثم ارتفع الخلاف ووقع الإجماع عليه ، فلو أنكر أحدٌ اليوم قرآنيّته كفر ؛ « 2 »
[ اين كه معوذتين جزء قرآن هستند يا خير ] از مسائل اختلافى بوده است [ كه ] بعدها اختلاف در اين مورد مرتفع شد و بر سر اين موضوع اجماع واقع گرديد پس اگر امروز كسى انكار كند [ كه اين سورهها ] جزء قرآن هستند كافر مىشود .
پس قسطلانى معتقد است صحابه بر سر قرآن موجود اجماع نداشتهاند . براين اساس مىتوان گفت قرآنى كه در عصر حكومت عثمان جمع آورى شد با قرآنهاى موجود ديگر در آن عصر اختلاف داشته است . اين قول موجب از بين رفتن تواتر در قرآن مىشود . فخر رازى هم به اين اشكال توجه داشته است از اين رو اذعان دارد كه مسأله ابن مسعود از مشكلاتِ لا ينحل است .
صرف نظر از اين اشكال با مراجعه به منابع ديگر اهل سنّت ، عدم صحت قول
هامش
( 1 ) . ريشهء گرفتارىهاى اهل سنّت در دو مطلب است . يكى عدالت همهء صحابه و ديگرى التزام به صحت كتب سته و يا دست كم التزام به صحت كتابهاى بخارى و مسلم . در اين بحث ثابت شد كه نه عدالت صحابه تمام است و نه صحت كتب ستّه .
( 2 ) . ارشاد السارى : 7 / 442 .