ج ) در احوالات خطيب بغدادى نوشتهاند :
كان سبب خروج الخطيب من دمشق إلى صور : أنه كان يختلف إليه صبي مليح ، فتكلّم الناس في ذلك ؛ « 1 »
علت خارج شدن خطيب از دمشق به صور آن بود كه نوجوان مليحى با او رفت و آمد داشت پس [ اين موضوع به سر زبانها افتاد و ] اسباب حرف و سخن گرديد .
د ) زاهر بن طاهر شحامى نيشابورى از بزرگان اهل سنّت و از محدثان نيشابور بوده است . ذهبى به نقل از كسانى كه در سفر وى به اصفهان همراه او بودهاند نقل مىكند كه زاهر بن طاهر در طول مدت سفر نماز نخواند . « 2 »
اينها موارد معدودى از بين قضاياى متعددى است كه از عدم عدالت بزرگان اهل سنّت حكايت دارد .
شواهدى بر عدم اتقان برخى بزرگان اهل سنّت
الف ) حسين [ بن ذكوان ] معلم بصرى از رجال صحاح سته است . بخارى ، مسلم ، ترمذى ، ابوداوود و ديگران از او حديث نقل مىكنند . « 3 » اين فرد به اقرار بزرگان اهل سنّت در نقل احاديث اضطراب داشته . يعنى فاقد شرط اتقان بوده است ، بنابراين نمىتوان بر نقل او اعتماد كرد .
ابوجعفر عقيلى صاحب كتاب الضعفاء الكبير كه از كتب مهم اهل سنّت در جرح و تعديل به شمار مىآيد ، نام حسين بن ذكوان را ذكر كرده و در مورد وى مىنويسد :
هامش
( 1 ) . همان : 18 / 281 .
( 2 ) . همان : 20 / 11 - 12 .
( 3 ) . براى نمونه ر . ك : صحيح بخارى : 1 / 14 ، 125 ، 375 ، 453 و 2 / 846 و 6 / 2688 شمارهء احاديث 13 ، 325 ، 1065 ، 1286 ، 2273 و 6948 .