حمل شايع صناعى به يكى از اين اوصاف متصف گردد ، اتقان وى از بين مىرود و هرگز نمىتوان به حديث چنين شخصى اعتماد كرد . گاهى ممكن است كسى در يك حديث يا دو حديث اشتباه كند . اين خطا قابل گذشت است ، امّا كسى كه با عنوان « مضطرب الحديث » از او ياد مىشود هرگز قابل دفاع نيست . بنابراين روشن است كه براى اهل سنّت حفظ حريم صحيحين مهمتر از هر ضابطهاى است و تنها ضابطهء حاكم بر فكر عالمان سنّى حب و بغض است ؛ تا آن جا كه يك فرد فاسق يا فاسد العقيده و يا مضطرب توثيق مىشود ؛ صرفاً به اين دليل كه از رجال مسلم و بخارى است . در مقابل فردى كه داراى عدالت و اتقان است مخدوش مىگردد ؛ چون شيعه است ، يعنى در واقع ملاك جرح و تعديل نه عدالت و اتقان بلكه هواى نفس است .
عدم قبول جرح عالمان معاصر نسبت به يكديگر
در بين علماى اهل سنّت كه با هم معاصر بودهاند و گاه از نظر رتبه در يك رديف قرار مىگيرند ، اختلافات و عداوتهاى بسيارى ديده مىشود . اين اختلافات و دشمنىها منشأ جرح عالمان از سوى يكديگر شده است . از اين رو برخى گفتهاند ، جرح عالمان هم رتبه و معاصر نسبت به يكديگر پذيرفته نمىشود . ذهبى مىگويد :
لا يسمع قول الأقران بعضهم في بعض ؛ « 1 »
كلام افراد هم عصر بر ضد يكديگر شنيده [ و پذيرفته ] نمىشود .
بر اساس اين قاعده به ورع ، تقوى ، ديانت و امانت اين عالمان نظر نمىشود ، بلكه همين مقدار كه دو شخص در يك دوره بودهاند جرحشان نسبت به همديگر پذيرفته نمىشود . مثلًا احمد بن حنبل با شخص ديگرى كه هم رتبه اوست و در يك زمان زندگى مىكرده است . بدگويى هيچ كدام نسبت به ديگرى قابل قبول نخواهد بود .
هامش
( 1 ) . سير اعلام النبلاء : 1 / 59 و 5 / 399 ، ميزان الاعتدال : 1 / 111 : 438 ، لسان الميزان : 1 / 201 : 637 و 5 / 27 : 104 .