تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
گفته‌اند : « رافضيّ مشهور » و در علت رمى وى به رفض آمده است : « كان يشتم عثمان » « 1 » پس عبّاد از نظر عالمان سنّى اهل بدعت و داراى مكتب است و بدعت خود را اظهار مىكرده است . در نتيجه معلوم است كه وى مردم را به شتم عثمان دعوت مىكرده است . ابن حبان مىنويسد : كان رافضياً داعية ؛ « 2 » او راضى بود و مردم را به عقيده خود دعوت مىكرد . علاوه بر عبّاد راويان ديگرى از اهل بدعت هستند كه مردم را به مكتب خويش دعوت مىكرده‌اند با اين حال احاديث آن‌ها در صحيحين نقل شده است . از آن جمله مىتوان به : عباد بن منصور ، عبدالمجيد بن ابى روّاد ، عبداللَّه بن نجيح ، شبابة بن سوار و ديگران اشاره نمود . با اين حساب لازمهء التزام به اين ضابطه هم حذف بسيارى از احاديث اهل سنّت مخصوصاً در صحاح مىباشد ، و لذا در عمل كسى نتوانسته است به اين ضابطه ملتزم شود .

بدعت صغرى و بدعت كبرى

عالمان سنّى براى حل مشكل صحاح سته و صحيحين بالخصوص ، باز هم مجبور به عقب‌نشينى شده و قيد ديگرى به ضابطهء عدم پذيرش حديث اهل بدعت اضافه كرده‌اند . در اين راستا ذهبى اهل بدعت را به دو دسته تقسيم مىكند . براساس اين تقسيم بندى ، تشيع بدون غلو وسبّ شيخين بدعت صغرى ناميده مىشود ، و غلوّ در تشيع و لعن و سبّ شيخين بدعت كبرى نام گرفته است . ذهبى معتقد است بسيارى
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب : 5 / 96 : 184 . ( 2 ) . المجروحين ابن حبان : 172 ، مقدمه فتح البارى : 2 / 412 ، ميزان الاعتدال : 2 / 380 ، الموضوعات : 2 / 26 ، تهذيب التهذيب : 5 / 96 ، منهاج السنة 8 / 129 .