الفتنة ، فلما وقعت نظروا من كان من أهل السنة أخذوا حديثه ، و من كان من أهل البدع تركوا حديثه ؛ « 1 »
از ابن سيرين [ نقل شده كه ] گفت : از سند احاديث سؤال نمىكردند تا اين كه موجب وقوع فتنه شد پس وقتى فتنه واقع شد نگاه مىكردند هر كس از اهل سنّت بود حديثش را اخذ كردند و هر كس از اهل بدعت بود حديثش را ترك كردند .
پس به اعتقاد ابن سيرين يكى از ضوابط قبول حديث آنست كه راوى از اهل سنّت باشد . براساس تحقيقات انجام شده معلوم گرديد كه مراد از اهل سنّت ، پيروان بنى اميه هستند و ديگران همه اهل بدعت به شمار مىآيند .
طبق اين قاعده صحيحين مخدوش و بسيارى از روايات اهل سنّت مردود مىشود . به اعتراف عالمان سنّى در ميان راويان صحيحين اهل بدعت فراوان هستند .
سيوطى در تدريب الراوى مىنويسد :
فائدة : أردت أن أسرد هنا من رمي ببدعة ممن أخرج لهم البخاري ومسلم أو أحدهما ؛ « 2 »
مىخواهم كسانى را كه رمى به بدعت شدهاند نام ببرم . كسانى [ از اهل بدعت ] كه بخارى و مسلم يا يكى از آن دو از آنها روايت كردهاند .
بر اساس اين قول روشن مىشود كه در ميان راويان كتاب بخارى و مسلم نيز اهل بدعت وجود دارد .
بسيارى از بزرگان اهل سنّت نيز مخدوش هستند ، و از نظر برخى عالمان سنّى دروغگو و از رئوس اهل بدعت به شمار مىآيند ، كه از آن جمله مىتوان به مفسرين بزرگ سنّى مثل قتاده ، ضحاك ، عكرمه و حسن بصرى اشاره كرد . در ميان اهل بدعت ،
هامش
( 1 ) . احوال الرجال : 1 / 36 ، الجرح والتعديل : 2 / 28 ، حلية الاولياء : 2 / 278 ، ميزان الاعتدال 1 / 3 و 229 : 879 .
( 2 ) . تدريب الراوى : 1 / 328 .