از « تابعين » و « تابعينِ تابعين » اهل بدعت صغرى هستند و ردّ احاديث آنها موجب از بين رفتن بسياى از آثار نبوى مىگردد و اين موضوع مفسدهاى آشكار است . بدين روى بايد احاديث اهل بدعت صغرى پذيرفته شود . امّا به عقيدهء ذهبى در ميان اهل بدعت كبرى هيچ راستگويى وجود ندارد ، و اگر مسلمانى نسبت به شيخين بدگويى كند به طور كلى از اعتبار ساقط است و چنين كسى در سراسر تاريخ اسلام به دروغگويى رمى مىشود .
ذهبى در مورد ابان بن تغلب « 1 » مىنويسد :
شيعى جلد ، لكنه صدوق ، فلنا صدقه وعليه بدعته ، وقد وثّقه أحمد بن حنبل وابن معين وأبو حاتم ، واورده ابن عدى وقال : كان غالياً في التشيع . وقال السعدي : زائغ مجاهر ؛ « 2 »
او شيعه خيلى محكمى است و ليكن راستگو و صدوق است پس صدق و راستگويى او براى ما [ در اخذ حديث از او كافى است ] امّا بدعت او بر عهدهء خود اوست [ و در قيامت بايد پاسخگو باشد ] و به تحقيق احمد بن حنبل و ابن معين و ابوحاتم او را توثيق كردهاند و ابن عدى او را ردّ كرده و گفته است : « او در تشيع غلو مىكند » و سعدى مىگويد : « او [ شخص ] گمراهى است كه [ گمراهى خود را ] علناً اظهار مىكرد .
اشكال و حل ذهبى در مورد توثيق اهل بدعت
در اين جا ذهبى اشكالى را مطرح مىكند و مىنويسد :
فلقائل أن يقول : كيف ساغ توثيق مبتدعٍ ، وحدّ الثقة العدالة والإتقان ؟
هامش
( 1 ) . وى از اصحاب سه امام بزرگوار يعنى امام سجاد ، امام باقر و امام صادق عليهم السلام به شمار مىآيد و همچنين فقيه و مفسّر و محدث گران قدرى است ( متوفاى 140 ) .
( 2 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 5 : 2 .