قبول شود باب جعل احاديث و دخول بدعتها در دين گشوده مىشود .
پس ضابطه جرح و تعديل تا اين جا چنين شد : « نأخذ بحديث أهل السنة بلا قيد و شرط » وملاك اهل بدعت هم بدين قرار است : « كل من لم يكن من اهل السنة فهو من اهل البدعة » در مواجهه با اهل بدعت نيز گفته شده است :
من رأى رأياً و لم يدع إليه احتمل ، و من رأى رأياً و دعا إليه فقد استحقّ الترك ؛ « 1 »
اگر كسى [ در مقابل اهل سنّت ] نظر ديگرى داشت و [ كسى را به مكتب خود ] دعوت نكرد ، مىتوان او را پذيرفت ، و هر كس مكتب فكرى جديدى داشت و به مكتب خود دعوت كرد مستحق ترك است .
چنان كه پيشتر اشاره شد ، بىاعتبارى اهل بدعت و احاديث آنها موجب مخدوش شدن صحيحين است و با اين كار ، ترك روايات بسيارى لازم مىآيد . بدين روى اهل سنّت برآن شدند تا شرط دعوت به مكتب را براى ردّ احاديث اهل بدعت اضافه كنند . براين اساس اهل سنّت مدعى شدهاند در صحيحين از روات اهل بدعت حديثى نقل نشده است ، امّا اين ادّعا درست نيست و اهل بدعتى كه مردم را به مكتب خويش مىخواندند نيز در بين روات صحيحين فراوان هستند . براى نقض ادعاى اهل سنّت ارائه يك شاهد كافى است ؛ زيرا موجبهء جزئيه نقيض سالبهء كليه است . لذا براى نشان دادن بىپايگى ضوابط ارائه شده و عدم التزام اهل سنّت به اين ضوابط به ذكر يك نمونه اكتفا مىشود .
عبّاد بن يعقوب رواجنى از رجال بخارى و غير بخارى است . « 2 » در احوالات وى
هامش
( 1 ) . الخلاصة فى علم الجرح والتعديل : 1 / 249 ، الكفاية فى علم الرواية : 126 ، معرفة الثقات : 1 / 106 .
( 2 ) . صحيح بخارى : 6 / 2740 حديث 7096 ، سنن ترمذى : 5 / 593 حديث 3626 ، سنن ابن ماجة : 1 / 471 حديث 1468 .