بود به كلام او احتجاج نمىشود و كرامتى ندارد و من هم اكنون در اين گروه مرد راستگو و امينى سراغ ندارم .
اهل بدعت كبرى در ميان راويان صحاح سته
اين ضابطهاى است كه ذهبى پايه گذارى كرده است . پس از ذهبى و ابن حجر عسقلانى ، مطلب جديدى در اين باب ارائه نشده است .
اما اين ضابطه هم كامل نيست و مشكل صحاح را حل نمىكند ؛ زيرا در بين رجال صحاح ستّه اهل بدعت كبرى نيز وجود دارد . ذيلًا به عنوان نمونه به چند مورد اشاره مىكنيم :
1 . اسماعيل بن عبدالرحمان بن ابى كريمهء سدّى ، از مفسران و محدثان بزرگ سنّى و از رجال صحيح مسلم و سنن اربعه است . « 1 » ذهبى در مورد وى مىنويسد :
يشتم ابابكر وعمر ؛ « 2 »
ابوبكر و عمر را شتم مىكند .
طبق ضابطه ، كسى كه ابوبكر و عمر را شتم كند اهل بدعت كبرى است و حديث چنين كسى مردود است .
2 . ابان بن تغلب ، چنان كه پيشتر بيان شد از رجال مسلم و سنن اربعه است ، « 3 »
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم : 2 / 153 حديث 1674 ، سنن نسايى : 3 / 81 ، سنن ترمذى : 5 / 636 حديث 3718 ، سنن ابى داوود : 3 / 107 حديث 2983 ، سنن ابن ماجه : 1 / 52 حديث 145 .
مسلم و سنن ابى داوود حداقل هفت روايت از او نقل مىكنند ، و سنن ابن ماجه ده روايت ، سنن ترمذى حداقل سى روايت ، صحيح ابن حبان حداقل هشت روايت و مسند احمد احاديث فراوانى را از اسماعيل بن عبدالرحمان نقل مىكنند .
( 2 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 237 : 907 ، احوال الرجال : 1 / 54 : 37 ، المغنى في الضعفاء : 1 / 84 : 3989 .
( 3 ) . صحيح مسلم : 1 / 65 حديث 275 ، 1 / 80 حديث 343 ، سنن أبى داوود : 1 / 239 حديث 621 و 4 / 34 حديث 3989 ، سنن نسائى : 5 / 161 حديث 2751 ، سنن ترمذى : 4 / 361 حديث 1999 ، سنن ابن ماجه : 1 / 360 حديث 1136 ؛ صحيح ابن حبان : 1 / 487 حديث 253 ، 1277 ، 5466 .