تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
از سوى چند نفر براى احتجاج كافى است . هر چند اين توثيقات ، با جرح تعدادى ديگر معارض باشد . اما اگر براى احتجاج ، اجماع بر وثاقت شرط باشد ، ائمه فقه و حديث اهل سنّت از اعتبار ساقط مىشوند ، چرا كه بخارى ، مسلم ، ترمذى ، احمد و ابوحنيفه و . . . همگى مخدوش هستند . در جرح و تعديل‌هاى اهل سنّت نيز اختلافات عجيبى وجود دارد . به تصريح برخى از عالمان سنّى عصبيت ، هواى نفس و اختلافات مذهبى تأثير ژرفى در جرح و تعديل افراد گذاشته است . به طورى كه مىتوان با قاطعيت گفت يك ضابطه كلى كه بتوان براساس آن با اهل سنّت احتجاج كرد ، وجود ندارد . اهل سنّت براى تصحيح صحاح به ويژه صحيحين تلاش فراوانى كرده‌اند ، و اين امر موجب گرفتارى آن‌ها در ارائه ضابطه‌اى روشن براى جرح و تعديل شده است ، آن‌ها از يك سو ادعا مىكنند كه كتاب مسلم و بخارى صحيح‌ترين كتاب‌ها بعد از قرآن هستند ، و از سوى ديگر در بين روات اين دو كتاب با راويانى مواجه هستند كه به كذب ، بدعت ، تدليس و يا به تشيع رمى شده‌اند . اگر تشيع و رفض مضرّ به وثاقت بوده باشد ، نمىتوان به صحت اين دو كتاب قائل شد ، و لازمهء قول به صحت اين دو كتاب التزام به وثاقت و عدالت همه راويان آن خواهد بود . با اين مقدمه به بررسى ضوابط جرح و تعديل اهل سنّت مىپردازيم .

اهل سنّت يا اهل بدعت بودن راوى

بنابر نقل ذهبى ، اهل سنّت در ابتدا همه روايات را بدون بررسى سندى مىپذيرفتند ، تا آن كه فتنه و چند دستگى پديد آمد ، در اين هنگام براى جلوگيرى از فتنه ، روايات اهل سنّت پذيرفته مىشد و احاديث اهل بدعت ترك مىگرديد . ذهبى مىنويسد : عن ابن سيرين قال : لم يكونوا يسألون عن إسناد الحديث حتى وقعت
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 132 | السيد علي الحسيني الميلاني