كارى كه روزه را باطل مىكند انجام دهد ، بعد معلوم شود صبح بوده است .
هفتم آن كه كسى بگويد صبح شده و انسان به گفته او يقين نكند ، يا خيال كند شوخى مىكند و كارى كه روزه را باطل مىكند انجام دهد ، بعد معلوم شود صبح بوده است .
هشتم آن كه نابينا و مانند آن به گفته كس ديگر افطار كند بعد معلوم شود مغرب نبوده است .
نهم آن كه در هواى صاف به واسطه تاريكى يقين كند كه مغرب شده و افطار كند ، بعد معلوم شود مغرب نبوده است ، ولى اگر در هواى ابرى به گمان اينكه مغرب شده افطار كند ، بعد معلوم شود مغرب نبوده ، قضا لازم نيست .
دهم آن كه براى خنك شدن ، يا بى جهت مضمضه كند يعنى آب در دهان بگرداند و بى اختيار فرو رود ولى اگر فراموش كند كه روزه است و آب را فرو دهد ، يا براى وضو مضمضه كند و بى اختيار فرو رود ، قضا بر او واجب نيست .
( مسأله 1348 ) اگر انسان شك كند كه مغرب شده يا نه ، نمىتواند افطار كند و همين طور اگر شك كند كه صبح شده يا نه ، پيش از تحقيق نمىتواند كارى كه روزه را باطل مىكند ، انجام دهد .
احكام روزه قضا
( مسأله 1349 ) اگر ديوانه عاقل شود ، واجب نيست روزههاى دوران ديوانگى را قضا كند .
( مسأله 1350 ) اگر كافر مسلمان شود ، واجب نيست روزههاى وقتى را كه كافر بوده قضا نمايد . ولى اگر مسلمانى كافر شود و دوباره مسلمان گردد ، روزههاى وقتى را كه كافر بوده بايد قضا نمايد .
( مسأله 1351 ) روزهاى كه از انسان به واسطه مستى فوت شده ، بايد قضا نمايد . اگرچه چيزى را كه به واسطه آن مست شده ، براى معالجه خورده باشد .
( مسأله 1352 ) اگر براى عذرى چند روز روزه نگيرد و بعد شك كند كه چه وقت عذر او