رمضان آن عذر بر طرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگيرد ، روزه هائى را كه نگرفته بايد قضا كند .
( مسأله 1359 ) اگر در ماه رمضان به واسطه عذرى روزه نگيرد و بعد از رمضان عذر او بر طرف شود و تا رمضان آينده عمداً قضاى روزه را نگيرد ، بايد روزه را قضا كند و براى هر روز يك مدّ آرد گندم هم به فقير بدهد .
( مسأله 1360 ) اگر در قضاى روزه كوتاهى كند تا وقت تنگ شود و در تنگى وقت عذرى پيدا كند ، بايد قضا را بگيرد و براى هر روز يك مد آرد گندم به فقير بدهد .
( مسأله 1361 ) اگر مرض انسان چند سال طول بكشد ، بعد از آن كه خوب شد اگر تا رمضان آينده به مقدار قضا وقت داشته باشد بايد قضاى رمضان آخر را بگيرد و براى هر روز از سالهاى پيش يك مدّ آرد گندم به فقير بدهد .
( مسأله 1362 ) كسى كه بايد براى هر روز يك مدّ طعام به فقير بدهد ، مىتواند كفّاره چند روز را به يك فقير بدهد .
( مسأله 1363 ) اگر قضاى روزه رمضان را چند سال تأخير بيندازد بايد قضا را بگيرد و براى هر روز يك مدّ آرد گندم به فقير بدهد .
( مسأله 1364 ) اگر روزه رمضان را عمداً نگيرد ، - علاوه بر كفّاره - بايد قضاى آن را به جا آورد و چنانچه تا رمضان آينده قضاى آن روزه را به جا نياورد ، و براى هر روز نيز يك مدّ بايد به فقير بدهد .
( مسأله 1365 ) بعد از مرگ پدر و مادر ؛ پسر بزرگتر بايد قضاى نماز و روزه او را به تفصيلى كه در مسأله 1325 گفته شد ، به جا آورد ولى قضاى روزه مادر بر پسر واجب نيست .
( مسأله 1366 ) اگر پدر و يا مادر غير از روزه رمضان ، روزه واجب ديگرى را مانند روزه نذر نگرفته باشد ، قضاى آن بر پسر بزرگتر واجب نيست .
رسالهء توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 329
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٣٢٩