ابراهيم از اين آيه آمده است كه : او امير المؤمنين عليه السلام است . « 16 » و تشويق اسلام براى خواستار شدن ياد نيكو تنها از آن لحاظ نيست كه خواستهاى مشروع است ، بلكه نيز از آن نظر است كه كمال نفس و تكامل آن را آشكار مىسازد ، و در نهج البلاغة آمده است كه امير المؤمنين عليه السلام گفت :
« آگاه باشيد كه زبان صالحى كه خدا براى شخص در ميان مردم بر جاى مىگذارد ، نيكوتر از مال براى او است كه براى وارثانى باقى گذارد كه سپاس او نمىگزارند » . « 17 » [ 85 ] شرّى نيست كه بهشت در پى داشته باشد و منتهاى آرزوى نفس سالم و درست دست يافتن به بهشت است كه سراى كسانى است كه خدا از آنان راضى است و آنان را خرسند مىسازد .
«
وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ .
[ 86 ] اولين كسى كه ابراهيم ( ع ) به چالش او برخاست ، پدرش آزر بود ، و شايد چنان احساس مىكرد كه اين پدر خوانده حقى بر گردن او دارد و بايد در حق او نيكى كند ، و به همين جهت در حق او نخست به راهيابى و سپس به رسيدن به مغفرت خدا دعا كرد و گفت :
«
وَ اغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كانَ مِنَ الضَّالِّينَ
- و پدرم را بيامرز كه از گمراهان بود . » / 72 و شايد طلب آمرزش براى گمراهى كه هنوز به مرحلهء انكار خدا نرسيده است نيكو باشد ، بالخاصه اگر بر گردن كسى كه دربارهء او دعا مىكند حقى داشته باشد ، و معنى استغفار ظاهرا در اين جا خواستن هدايت براى او شدن است .
و ابراهيم به پدرش وعده داده بود كه براى او از خدا طلب آمرزش كند ، چه
هامش
( 16 ) - همان جا ، ص 57 .
( 17 ) - همان جا .