دعا كننده و آن كه در دعا مورد خطاب قرار مىگيرد و چه با شكوه است خود دعا هنگامى كه مىگويد :
«
رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً
- پروردگارا ! به من فرمانى عطا كن . » اين طلب چيز بزرگى است كه شخص از خدا خواستار آن شود كه جانشين وى در زمين باشد ، و چنان مىنمايد كه اين حكم و فرمان همان پيامبرى و دانش است كه مؤمنان بدين گونه آن را در دعا خواستار مىشوند :
« پروردگارا به ما همسران و فرزندانى همچون نور چشم عنايت كن و ما را پيشواى پرهيزگاران قرار ده » . « 15 » «
وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
- و مرا به صالحان و شايستگان ملحق ساز . » گراميترين صالحان پيامبرانند ، و چنان مىنمايد كه ابراهيم ( ع ) با اين دعا خواستار استقامت پيدا كردن بر راه راست تا آن حد بوده است كه به صالحان ملحق شود ، و اين به سبب علم وى به اين مطلب بوده است كه كارها به پايانهاى آنها وابستگى دارد ، و آدمى بايد خود را بر آن وادارد كه در راه پيشرفت فشارها را تحمل كند و تا آخرين حد پيش برود و به نتيجهء نيكى كه از آغاز در نظر داشته است برسد .
[ 84 ] گاه آدمى به پايان راه مىرسد ، و اثر او محو مىشود ، و نام او در معرض فراموشى قرار مىگيرد ، ولى نفس استوار و درست چشم به آن دارد كه ذكر نيكوى وى پس از مرگش بر جاى بماند ، و به همين سبب ابراهيم گفت :
/ 71 «
وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ
- و قرار ده براى من زبان صدقى در پسينيان . » و رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله - همان دعاى مستجاب شدهء ابراهيم است ، چنان كه گفت : پس او لسان صدق در پسينيان است از آن جهت كه شريعت او را تجديد كرد و به اعتلاى ياد او پرداخت .
چنان كه امام على - عليه السلام - چنين كرد ، و در ضمن تفسير على بن
هامش
( 15 ) - الفرقان / 74 .