دست كه نتيجهء كار آنها به دست نانپز رسيده و آنها را به صورت نان فراهم آورده ، و به دنبال آن همه دست غيب ، يا نادان است و يا خود را به نادانى مىزند .
اما كسى كه صاحب فطرت پاكيزه است ، به چالش با سلطهء جامعه مىپردازد ، و انسانيت خويش را با تسليم به فساد فرهنگى مسلط بر آن ضايع نمىكند ، و او كسى است كه به جوهر حقايق راه مىيابد و از غيب ظواهر با خبر مىشود ، همچون ابراهيم كه گفت :
«
وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ
- و آن كه به من خوردنى و آشاميدنى مىرساند . » [ 80 ] خداوند متعال در بدن آدمى يك دستگاه ايمنى آفريده كه به توسط آن در برابر جرثومههاى بيمارى و ميكروبها مقاومت مىكند ، و بر بيمارى پيروز مىشود ، و اندازهء توانايى يا ناتوانى اين دستگاه ، و نيز اندازه توانايى يا ناتوانى عوامل توليد بيمارى در فرمان تقدير خداوند سبحانه و تعالى است ، و بنا بر اين بيمار به صورتى از دنيا مىرود يا از بستر بيمارى برمىخيزد كه بشر را ، هر اندازه به علم و معرفت دست يافته باشد ، تصرفى در آن نيست .
اگر خدا اين ايمنى و مصونيت را دور كند ، هيچ كس قادر بر حفظ آن نخواهد بود ، حتى اگر چندين تن داروهاى ضد بيمارى را مصرف كند .
/ 68 و ابراهيم با فطرت پاكيزهء خود اين حقيقت را دريافت و گفت :
«
وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ
- پس چون بيمار شوم ، او مرا شفا خواهد داد . » شفاى از مرض به دست خدا است ، و خدا در بدن آدمى چيزى به وجود آورده كه با آن بر بيمارى پيروز مىشود ، و بهترين درمان مقاومت كردن در برابر بيمارى با نيروى بدن است ، و نصهاى اسلامى بر اين ضرورت تأكيد كرده است .
در حديثى آمده است :
« با دردت تا زمانى كه با تو راه مىآيد راه برو . » و در حديثى مأثور از امام صادق ( ع ) آمده است كه گفت :
« هر كس كه تندرستى او بيش از بيمارى او است ، و با چيزى به معالجهء