مىجويند .
از اين جا بر ما معلوم مىشود كه چه رابطهاى ميان دو آيهء اول و دوم اين درس وجود دارد ، چه طرد كردن اسلام براى دوستى بت پرستانه با تشجيع شخص بر مودت و دوستى رحمانى در برابر يكديگر قرار مىگيرد كه بر اساس توحيد و يكتا پرستى استوار است . پس به همان گونه كه ابراهيم چون به جنگ با بت پرستى پرداخت سبب ايمان لوط به او شد ، و خدا اسحاق و يعقوب ، و در پى ايشان اسباط و تجمع ايمانى را روزى او كرد ، و اين تجمع به او در دنيا بركت بخشيد و جزاى كامل و وافى به ابراهيم ( ع ) رسيد ، در آخرت نيز خدا او را در صالحان داخل خواهد كرد . و آنان كسانى هستند كه ، بر خلاف بت پرستان ، از يكديگر بيزارى و تبرى نمىجويند .
آيا كدام تجمع براى اسلام مبارك است ؟ و آيا هر تجمعى مفيد است ؟ و بر كدام اساس ؟
تجمعات امروزى بر محورهاى بت پرستانه قائم است ، همچون تجمع بر گرد ( بت ميهنى ، يا بت اقليمى ، يا قومى ، يا نژادى ، يا طبقاتى ) كه هر كدام از آنها براى خود رمز و پرچم يا علمى دارد ، يا شخص ( طاغوت ) يا نامهاى ديگر ( همچون سرباز گمنام ، يا مجسمهء آزادى ، يا مجسمهء فيل ، يا تمساح ، يا ابو الهول ، و نظاير اينها ) .
و اين نمادها هيچ معنايى جز تمايل به بت پرستى ندارد ، بدان جهت كه كسانى كه / 444 در دوران جاهليت بتان را از خرما مىساختند و چون گرسنه مىشدند آنها را مىخوردند ، آيا به راستى آنها را خدايان خود مىدانستند ؟ ! هرگز . . . چه اگر حقيقة آنها را خدايان خود مىدانستند ، در هنگام گرسنگى به خوردن آنها نمىپرداختند . بلكه آنها را رمز تجمع خود به حساب مىآوردند ، و به همين سبب بود كه هر قبيله براى خود بتى ويژه داشت .
شرح آيات :
[ 25 ] «
وَ قالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثاناً مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَياةِ