مىپردازيم :
الف : تمايلات فاسد شده در قلب بشر همانها است كه پيوندهاى اجتماعى غير متعارف و منحرف را در زندگى او به وجود مىآورد ، همچون دوستى مفرط مال كه سبب پيدايش اختلاف طبقاتى در اجتماع مىشود ، و تكبر كه مايهء پيدايش استكبار و برترى جويى در زمين است ، و ترس كه سبب استضعاف مىشود ، و آزمندى كه به فساد اجتماعى مىانجامد ، و جز اينها .
به همين سبب جبت و طاغوت دوروى يك سكهء تباه شده است ، و پرستش مال و تسليم شدن به چوگان حكمرانى عبارت از جبت قلب است ، در صورتى كه استبداد و ديكتاتورى طاغوت جامعه است .
ب : پيروان جاهليت كه بت مىپرستيدند ، به آن اندازه كم عقل نبودند كه سنگهاى ساخته شدهء به دست خودشان را چيزى بدانند كه آنان را آفريده است .
/ 442 هرگز چنين نبود . . . بلكه بتان رمز و نمادى براى تجمع آنان محسوب مىشد ، و نوع علاقهاى را كه براى خود برگزيده بودند تعبير مىكرد ، و به همين سبب بتان بر حسب حجم قبيله بزرگ و كوچك مىشدند ، و در برابر بت قريش ( هبل ) كه بزرگترين بتها در جزيرة العرب محسوب مىشد ، از آن جهت كه آن قبيله خود را بزرگترين قبيلههاى عرب تصور مىكرد ، بت كوچكترى از آن بت قبيلهء ثقيف ( مناة ) قرار داشت كه در ترازى پايينتر از قريش واقع مىشد ، و هر چه بر كوچكى قبيله افزوده مىشد ، از بزرگى و اهميت بتان كاسته مىشد ، و چنان بود كه مجتمع كوچكى براى خود بتى از خرما فراهم مىآورد ، و در آن هنگام كه گرفتار مخمصهاى مىشدند به سراغ خداى پندارى خويش مىرفتند و آن را تمام و كمال مىخوردند .
پس از پاسخ دادن به دو پرسش گذشته به بيان آن دو انديشه مىپردازيم :
جز در تجمعهاى توحيدى ، بشريت كارش بدان جا كشيده شده بود كه ، از راهى يا از راه ديگر ، به بتپرستى بپردازد ، چه افراد مردم ، به ميانجيگرى منافع مشترك و نژاد پرستيها و خرافات دور از پيوند توحيدى ، روابط گوناگون به يكديگر
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 416
مساهمون: احمد آرام
ص٤١٦