السلام - كرد و : « قالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ - گفت كه : من مىخواهم كه يكى از اين دو دخترم را به همسرى تو درآورم ، » و شرط آن را هشت سال خدمت كردن در خانهء خودش قرار داد : « عَلى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ - در مقابل آن كه هشت سال مزدور من باشى . » كه اين الزامى است ، و براى دو سال ديگر او را مخير كرد كه اگر دلش خواست خدمت را انجام دهد . « فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ - پس اگر بخواهى خدمت را ده سال تمام كنى ، به اختيار خودت است . » « وَ ما أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ - و من نمىخواهم كه بر تو سخت بگيرم ، و اگر خدا بخواهد مرا از صالحان خواهى يافت . » [ 28 ] پس موسى به او پاسخ داد : « قالَ ذلِكَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلا عُدْوانَ عَلَيَّ وَ اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ - گفت : اين ( پيمانى ) ميان من و تو است كه هر يك دو مدت را به پايان برسانم ، ستمى بر من نرسد ، و خدا بر آنچه مىگوييم وكيل است . » موسى ( ع ) براى كار كردن در خانهء شعيب ( ع ) باقى ماند ، و خدا اين امر را اكرامى براى پيامبر خود شعيب در برابر تقوى و زهد او قرار داد . / 303 رسول اللَّه ( ص ) گفت : « شعيب ( ع ) از دوستى خدا چندان گريست كه كور شد ، پس خداوند بينايى را به چشمان او بازگرداند ، و بار ديگر چندان گريست تا كور شد ، و خدا بينايى را بار ديگر به چشمان او بازگرداند ، پس چندان گريست تا كور شد و خدا بار ديگر او را بينا كرد ، و چون به چهارمين بار رسيد ، خدا به او چنين وحى فرستاد : اى شعيب ! تا كى مىخواهى پيوسته چنين كنى ؟ اگر گريهء تو براى ترس از آتش است ، من تو را از آن نجات دادم ، و اگر براى رسيدن به بهشت است آن را بر تو روا
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 285
مساهمون: احمد آرام
ص٢٨٥