در آن هنگام كه حركت رسالى در اوضاع و احوال عمل سرّى قرار مىگيرد ، بر آن واجب است كه هزار حساب را براى تحركهاى خود انجام دهد ، و وقت مناسب را براى وارد كردن هر ضربه بر نظام حاكم انتخاب كند ، و اين كه مبارزه صورت انفجارى به شكلى فراگير و آشكار تنها زمانى صورت بگيرد كه نضج و رسيدگى پيدا كرده و زمينهء تودهاى آن نيز چنين شده باشد ، و در ضمن برنامهاى حساب شده پيش از آن عملى شود ، و گرنه سرنوشت آن شكست خواهد بود .
همهء اين حسابها عواملى بود كه موسى ( ع ) را بر آن داشت تا بر اسراييلى در آن هنگام كه با قبطى ديگرى درگير شده بود ، خشمگين شود ، و اگر از موسى خواستار يارى نشده و در نتيجه هويت او را بر مردم آشكار نكرده بود ، / 285 شايد چنين وضعى پيش نمىآمد .
«
فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ
- پس ناگهان كسى كه ديروز از او طلب يارى كرده بود ، از وى خواستار يارى شد . » قرآن طلب يارى مرتبهء دوم را با استصراخ بيان كرده و نگفته است كه « يستنصره » - كه دربارهء سخن از ديروز چنين گفته بود - و شايد از آن جهت چنين بوده باشد كه ايستار اسراييلى فضاحت آميز بود ، و شايد همين امر سبب خشمگين شدن موسى ( ع ) نسبت به او شد .
«
قالَ لَهُ مُوسى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ
- موسى به او گفت كه تو گمراهى آشكارى . » راه درست را مىدانى ، و به راه انداختن چنين مبارزهاى در اوضاع و احوال كنونى كار شايستهاى نبوده است ، ولى تو به صورتى آشكار از راه راست منحرف شدى ، و از آن روى چنين است كه موسى ( ع ) - چنان كه به نظر مىرسد - دربار اول خطاى وى را به او گوشزد كرده و گفته بود : «
هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ
- اين كار شيطان است و او دشمن گمراه كنندهء آشكار است » ، « 4 » ولى او
هامش
( 4 ) - القصص / 15 .