اسراييلى فرو ريزد نه بر قبطى ؛ و امام رضا ( ع ) در تفسير آيه گفته است :
«
فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَهُ . . .
- پس ناگهان كسى كه ديروز از او طلب يارى كرده بود ، از وى خواستار يارى شد » تا دشمن را از او دور كند ، «
قالَ لَهُ . . .
- موسى به او گفت كه : تو گمراهى آشكارى » و ديروز با مردى به مقاتله پرداختى و امروز همان كار را با اين يك در پيش گرفتهاى ، اكنون ادبت خواهم كرد و در صدد تأديب او برآمد ، و چون آن مرد نگران شد گفت : « اى موسى ! آيا مىخواهى مرا بكشى به همان گونه كه ديروز كسى را كشتى ؟ » . « 8 » 2 - در مرتبهء اول قرآن از زبان موسى خطاب به اسراييلى در مبارزهء با قبطى گفت :
هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ
كه در آن دشمنى و گمراهى آشكارا به شيطان نسبت داده شده ، در صورتى كه در مرتبهء دوم موسى گفت :
إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ
كه گمراهى آشكار و عمدى را به اسراييلى نسبت داده است ، و با مقايسهء اين دو با هم به اين نتيجه مىرسيم كه : اسراييلى در ريسمانهاى دام شيطان گرفتار شده بود و ، نادانسته ، دشمن موسى شد ، و چنين است كسى كه با فرمانهاى رهبرى مكتبى خود به خاطر تصورها و ايستارهاى شخصى مخالفت كند .
/ 288
فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ
[ 20 ] و به همان گونه كه بى انضباطى از اسباب شكست و سستى حركات و نهضتها است ، آنها براى دستگاههاى نظام از اسباب قوت و پيشرفت آن محسوب مىشود ، و شايد اگر حركت موسى اين نقطهء نيرومندى را نمىداشت ، دچار شكست مىشد ، و اگر پيشواى آن اسير يا كشته مىشد ، نهضت و حركت به پايان مىرسيد .
«
وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعى
- و مردى از پايان شهر ، در حالى كه مىدويد ، آمد . » در روايات آمده است :
هامش
( 8 ) - نور الثقلين ، ج 4 ، ص 119 .