منبع انديشههاى ايشان هوا و هوسهايى است كه آنها را مىپرستند ، و انحراف و فساد ايشان به وسيلهء آنها تلقين مىشود ، و شياطين به آنان تلقين مىكنند از آن روى كه اوليا و دوستان ايشاناند .
در حديثى مأثور از امام باقر ( ع ) آمده است :
« روز و شبى نيست مگر آن كه همهء جنّيان و شيطانها به ديدار پيشوايان گمراهى مىشتابند ، و به شمار ايشان فرشتگانى از امام و پيشواى هدايت ديدار مىكنند » . « 45 » و با وجود مقدارى سخن راست در گفتههاى ايشان ، صفت كلى در گفتار ايشان دروغ بودن است .
و به همين جهت از طبيعت آنان با دو امر آگاهى پيدا مىكنيم :
يكى : اين كه حقايق را قلب و دگرگون مىسازند .
و ديگرى : اين كه مرتكب اثم و گناه مىشوند .
/ 136 [ 224 ] و گروه گمراه دوم شاعرانند كه خيال و تصورهاى خويش را همچون وحى در نظر مىگيرند و ديگران را به پذيرفتن آن برمىانگيزند .
و پروردگار ما دربارهء ايشان گفته است :
«
وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ
- و شاعران آن كسانند كه گمراهان از ايشان پيروى مىكنند . » شايد ناميدن اين گروه به نام شاعران از آن روى بوده باشد كه :
اولا : در آن زمان ، و بيشترين ايشان در زمانهاى پس از آن ، از همين گروه گمراه بودهاند .
ثانيا : بدان جهت كه شعر متّكى بر خيال و تصوّر است .
به حق بايد گفت كه مراد از شعرا در اين آيه اختصاص به كسى ندارد كه شعر مىسرايد ، بلكه همهء كسانى را شامل مىشود كه از خيال خود پيروى مىكنند و
هامش
( 45 ) - تفسير نور الثقلين ، ج 4 ، ص 70 .