آيا اينها چيست ؟ اينها نتيجهاى از لرزش و ارتعاش ناگهانى اعصاب چشم است نه اين كه بازتابى از اشعهء نورانى وارد شدهء از خارج در چشم بوده باشد ، و در واقع در اين مورد بدان مىماند كه چشم حركت درونى خود را مشاهده مىكند . آيا چنين نيست ؟ ! مثالى ديگر : آيا با سرماى سخت رو به رو شدهاى كه ناگهان گرفتار لرزش شديد تمام اندامهاى بدن خود شدى ؟ مصدر اين نيز اعصاب داخلى بدن است و نه سرماى برخاستهء از برف شديدى كه در بيرون بدن در حال فرو ريختن است .
آن كسان كه به خيال خود براى فراموش كردن سختيهاى زندگى خود را به استعمال مواد مخدّر گرفتار مىكنند ، بسيار چيزها را ظاهرا با چشم خويش مىبينند كه در جهان خارجى ايشان وجود ندارد . اين نيز نتيجهاى از حركت اعصاب داخلى ايشان است ؛ به همين گونه در داخل قلب نيز دو مصدر و منبع براى افكار و انديشهها وجود دارد كه هيچ ارتباطى با حقايق ندارند .
اولا : هواهاى نفسانى ، در آن هنگام غلبه پيدا مىكند كه به آنها اجازه دهيم تا همهء قلب را اشغال كنند و آن را سياه و تاريك سازند ، كه در اين صورت از خود انديشههايى را ابداع مىكند ، و اين درست همان چيزى است كه به نام دروغ خوانده مىشود .
ثانيا : خيال و پندار كه آن نيز به نوبهء خود حركتى مخصوص به قلب است و هيچ ارتباطى با واقعيت خارجى ندارد ، / 134 چيزى كه هست از دروغ سبكتر است .
گويا سياق به اين دو نيز همچون الهامات شيطانى اشاره كرده و گفته است :
[ 221 ] «
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّياطِينُ
- آيا مىخواهيد از آن آگاهتان سازم كه شيطانها بر چه كسان نازل مىشوند ؟ » شيطان ، بدان گونه كه از تدبّر در سياق آياتى آشكار مىشود كه ذكر وى در آنها آمده ، بر هر فريبندهاى اطلاق مىشود ، خواه از جنّ و خواه از انس ، كه به فريب دادن آدمى مىپردازد . و خداوند متعال گفته است : «
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا