چنين رفتارى در ساختن جامعهاى اصولى بلند مرتبه و دور از علاقههاى مادّى ، سهمى دارد ، و از اين آيه چنان الهام مىگيريم كه تواضع و فروتنى ، و مخصوصا در نزد كسى كه حامل رسالت پروردگار خويش است ، چه اهميتى دارد .
در كتاب مصباح الشريعهء منسوب به امام صادق ( ع ) آمده است :
« و خدا گراميترين آفريده و خواجهء آفريدگانش محمّد ( ص ) را به فروتنى فرمان داد ، و گفت : / 131
وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
و تواضع كشتزار خشوع است و ترس از خدا و آزرم ، و اينها جز از آن و در آن آشكار نمىشود ، و شرف تمام حقيقى جز براى متواضع در برابر خدا مسلم نمىشود » . « 39 » [ 216 ] اصولى بودن ايستار در بيزارى از كسى كه مخالف شرع الاهى است تجلّى پيدا مىكند .
«
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ
- پس اگر فرمان تو نبردند ، بگو كه : من از آنچه مىكنيد بيزارم . » رسول اللَّه ( ص ) در برابر رسالتهاى پروردگارش هيچ سستى نمىورزيد ، و اگر كسى نافرمانى خدا مىكرد و بر او سخت مىگرفت ، و بر كسى كه مىخواست از محكوم به حدّى شرعى شفاعت كند سخت خشمگين مىشد .
خلفاى راشدين نيز چنين بودند ، و امير المؤمنين ( ع ) ، در آن هنگام كه بزرگان قوم و سران سپاه از او تقاضاى عفو براى محكوم به حدى مىكردند به آنان وعده مىكرد كه هر چه دارد به آنان ببخشد ، سپس آنچه داشت مىداد و سپس مقصر را به مجازات تعيين شده مىرساند ، و چون از او در اين باره پرسش مىكردند ، مىگفت كه اين حدّ شرعى چيزى است كه در ملكيت من نيست .
[ 217 ] و رسول اللَّه ( ص ) براى دنبال كردن خط سير اصلاحى با حزم و استقامت بر پروردگارش توكل مىكرد كه با نيروى خود مؤمنين را بر كافران پيروز مىساخت .
هامش
( 39 ) - تفسير نور الثقلين ، ج 4 ، ص 69 .