اسلام ، و گفتن اينكه اگر چنين باشد من يهودى هستم ، نصرانى هستم ، و امثال اين تعبيرها ، حرام مىباشد .
( مسألهء 3399 ) كفّارهء قسم سير كردن 10 فقير است و بايد به هر فقير كمتر از يك مُدّ داده نشود .
( مسألهء 3397 ) با سوگند خوردن به برائت از دين اسلام ، يا هر چيزى كه بازگشت آن به برائت از اسلام باشد ، از قبيل قطع رحم ، قسم منعقد نمى شود ، ولى بهتر است سه روز روزه بگيرد و به 10 فقير صدقه بدهد . ولى با گفتن : من يهودى باشم يا مسيحى باشم ، قسم منعقد نمى شود و كفّاره ثابت نمى شود .
( مسألهء 3398 ) در انعقاد نذر شرط است كه مورد نذر را براى خداوند متعال قرار دهد ، مثلًا بگويد : « لِلَّهِ تعالى عَلَى كذا » ، « عَلَى لِلّهِ كذا » ، « لك يا ربِّ على كذا » ، « نذرتُ لِلّهِ عَلَى كذا » و امثال اينها . پس حتماً بايد براى خدا باشد ، ولى شرط نيست كه به لفظ جلاله ( اللّه ) باشد ، بلكه با هر تعبيرى كه بر ذات اقدس الهى دلالت كند ، منعقد مىشود .
( مسألهء 3399 ) اگر انسان چيزى را بر عهدهء خود مقرّر نموده ، اگرچه نام خدا را بر زبان نياورده باشد ، بهتر است آن را انجام دهد ، بويژه اگر آن را در مقابل بر آورده شدن حاجتى مقرّر نموده باشد ، و اگر انجام ندهد ، بيم آن ميرود كه در آن مورد يا در مورد ديگرى با چيزى كه دوست ندارد مواجه شود .
( مسألهء 3400 ) در عهد هر لفظى كه بر پيمان بستن با خدا دلالت كند ، كفايت مىكند ، مثل اينكه بگويد : « عاهدتُ اللهَ » ، « عَلى عَهْدِ اللهِ » ،
« عاهدتُكَ يا ربِّ » و امثال اينها .
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 710
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٧١٠