فصل چهارم : احكام حبس ، سُكنى ، عُمرى و رُقبى
عناوين ياد شده در حبس كردن عين براى بدست آوردن منافع آن به صورت تدريجى ، با وقف مشترك هستند ، جز اينكه اينها بر اساس بيرون كردن عين از مالكيّت مالك پيريزى نشدهاند ، بلكه در مُلك مالك باقى ميمانند و پس از در گذشت او به ورثهاش منتقل ميشوند .
( مسألهء 2685 ) در عناوين ياد شده ، افرادى كه عين به نفع آنها حبس شده ، نمى توانند در آن تصرّف مالكانه كنند ، مثلًا آن را بفروشند ، يا به كسى هبه كنند .
( مسألهء 2686 ) حبس كردن عبارت است از تصدّق دادن منافع يك عين و منحصر كردن آن به فرد ، افراد و يا طبقهء خاصى كه وقف بر آنها جايز باشد ، از قبيل : فقرا ، طلّا ب ، حجّاج ، زوّار ، خادم مسجد و امثال آنها .
( مسألهء 2687 ) حبس كردن همانند وقف نياز به انشاء دارد ، يعنى بايد با لفظ يا عملى كه دلالت بر مراد خود كند ، آن را انشا نمايد ، مثلًا بگويد : اين اسب را در راه خدا حبس نمودم . يا آن را در اختيار كسى قرار دهد كه براى او حبس نموده است .
( مسألهء 2688 ) براى الزامى شدن حبس قصد قربت و قبض دادن آن به فرد يا افرادى كه به نفع آنها حبس شده ، شرط است ، چنان كه در وقف بيان گرديد . ولى شرط بودن پذيرش آنها محلّ اشكال است .
( مسألهء 2689 ) اگر مالك عينى را براى مدت معيّنى حبس نمود ، تا آن مدّت الزامى مىشود و پيش از سپرى شدن آن مدت نمى تواند از آن