يا تا من زنده هستم از آن استفاده كند .
( مسألهء 2696 ) در سُكنى ، رُقبى و عُمرى شرط است كه عين را براى فرد معين حبس كند ، پس اگر آن را براى طبقهاى مثلًا حبس كند ، آن را فقط « حبس » مينامند .
( مسألهء 2697 ) در عناوين ياد شده ، چنان كه در آغاز فصل گفتيم ، مالكيّت عين از مالك سلب نمى شود و عين از ملك او بيرون نميرود ، و لذا هر وقت بخواهد ميتواند آن را بفروشد و با خريدار شرط كند كه تا وقت تعيين شده و يا براى هميشه از منافع آن استفاده نكند و در اين صورت حبس باطل نمى شود .
( مسألهء 2698 ) كسى كه عينى براى او حبس شده نمى تواند آن را به كسى اجاره دهد و يا منافع آن را با كسى مصالحه كند ، يا از كسى مبلغى بگيرد و حق استفادهاش را از آن ساقط نمايد ، زيرا او مالك منافع آن عين نيست ، تا آن را به كسى واگذار كند .
( مسألهء 2699 ) با توجه به اينكه ظهور يا قدر متيقّن از حبس آن است كه شخصاً از آن عين بهره مند گردد ، نمى تواند آن را به كسى واگذار كند ، از اين رو جواز مصالحه نيز مشكل مىشود .
( مسألهء 2700 ) كسى كه عينى براى او حبس شده ، اگر نخواهد از آن استفاده كند ، منافع آن به مالك بر ميگردد و به تبع عين تحت سيطرهءاو قرار ميگيرد .
* * *
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 563
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٥٦٣