يا نه ؟ و ديگر ويژگيهاى آن نيز به همين سه طريق ياد شده ثابت مىشود .
( مسألهء 2676 ) هر بنيادى و يا هر عينى كه شايستگى وقف را داشته باشد ، و بر روى آن عنوان وقف نوشته شده باشد ، و احتمال داده شود كه آن نوشته صحّت دارد ، اين نوشته دو صورت دارد :
1 ) از نوشته معلوم باشد كه عادتاً به دست كسى كه اين عين را در اختيار داشته ، نوشته شده است ، مانند كاشيكارى هاى نصب شده در ساختمان ، يا نوشته هاى حكّ شده در ظروف و امثال آن ، و وقف نامه هاى توأم با مهر و امضا و تاريخ در نسخه هاى دستنويس و امثال آن .
2 ) نوشته هاى معمولى ، مانند نوشتهاى كه مثلًا با ماژيك روى ديوارى نوشته شده باشد .
قسم دوّم هيچ ارزشى ندارد ، ولى ظاهر اين است كه قسم اوّل موجب مىشود كه به وقف بودن آن حكم شود .
( مسألهء 2677 ) چيزى كه روى آن نوشتهاى دالّ بر وقف بودن حكّ شده ، در دست كسى باشد و او ادّعاى مالكيّت بكند و براى آن نوشته توجيه معقولى بيان نمايد ، پذيرفته مىشود و احكام ملكيّت بر آن جارى مىشود . و اگر ادّعا كند آن را خريده و شرايط مجوّز فروش وقف را احراز نموده است ، گفتارش پذيرفته مىشود .
( مسألهء 2678 ) ميزان در تعيين نوع وقف ، كيفيت وقف و ديگر ويژگيهاى آن ، ظاهر گفتار واقف است . پس آنچه از تعبير واقف با ملاحظهء قراين زمانى و مكانى حاكم بر آن ، استفاده شود ، به آن عمل مىشود .
( مسألهء 2679 ) اگر در اثر گنگ بودن يا گم شدن وقفنامه ، محل مصرف موقوفه معلوم نباشد ، اگر هزينه كردن آن در همه جهات مورد
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 559
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٥٥٩