تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بايسته هاى فقه جزاء (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
گفت : جواز قضاوت قاضى به علم خود مخصوص جايى است كه قاضى از طريق شنيدن و شاهد بودن و ديدن ، علم حسى بدست آورد ، جه اين كه مورد سؤال هم همين است . اگر ادعا شود كه اين گونه علم را عرفاً حمل بر مطلق علمِ به واقع كرده و بگوئيم چون ديدن و شاهد بودن معمولًا از راههاى بدست آوردن علم هستند ، بنابراين ، مىتوان آن را به هر آنچه كه موجب علم مىشود ، سرايت داد ، چنين ادعايى در بابى مانند قضاوت كه حكم كردن دشوار بوده و نياز به تحقيق و بررسى دارد ، مردود است ، همچنانكه در اين كه علم قاضى بايد از راههاى متعارف حاصل شده باشد و شامل علم حاصل از علوم غريبه و نامأنوس نمىشود ، هيچ اشكالى وجود ندارد .

[ برخى از قضاوتهاى امير المؤمنين ( ع ) ]

دسته‌اى ديگر از روايات ، رواياتى هستند كه برخى از قضاوتهاى امير المؤمنين ( ع ) را نقل مىكنند ، و از آنها بدست مىآيد كه حضرت در آن قضاوتها به علم خود داورى مىكرده‌اند ، از قبيل روايت ابى صباح كنانى از امام صادق ( ع ) كه فرمود : « أتى عمر بامرأة قد تزوجها شيخ فلما أن واقعها مات على بطنها فجاءت بولدِ فادعى بنوه أنها فجرت و تشاهدوا عليها ، فأمر بها عمر أن ترجم ، فمرّ بها على ( ع ) فقالت : يا بن عم رسول اللّه ( ص ) إن لى حجة ، قال : هاتى حجتك ، فدفعت اليه كتاباً فقرأه فقال : هذه المرأة تعلمكم بيوم تزوجها و يوم واقعها و كيف كان جماعه لها ، ردّ و المرأة ، فلمّا كان من الغد ، دعا بصبيان أتراب و دعا بالصبى معهم فقال لم : العبوا حتى اذا ألهاهم اللعب ، قال لهم : اجلسوا حتى إذا تمكّنوا صاح بهم فقام الصبيان و قام الغلام فاتكى على راحتيه ، فدعا به على ( ع ) و ورثه من أبيه و جلد إخوته المفترين حدّاً ، فقال عمر : كيف صنعت ؟ فقال : عرفت ضعف الشيخ فى تكأة الغلام على راحتيه . » « 1 » ( زن جوانى را كه به ازدواج پير مردى درآمده بود ، نزد عمر آوردند ، هنگامى كه شوهرش با او همبستر شده بود بر شكم زن از دنيا رفته بود ، و از زن ، فرزند پسرى متولد شد ، پسران آن مرد مدعى شدند كه آن زن عمل منافى عفت انجام داده ، و خود بر آن كار گواهى دادند ، عمر دستور داد زن سنگسار شود . على ( ع ) از آنجا گذشت ، آن زن گفت : اى پسر عموى رسول خدا ( ص ) من دليل و برهانى دارم ، فرمود : دليلت را ارائه كن زن نامه‌اى را به حضرت سپرد و امام ( ع ) آن را قرائت كرد و فرمود : اين زن شما را از تاريخ ازدواج آن پير مرد با خود و از تاريخ همبستر شدنش با او و چگونگى آميزش او ، آگاه مىكند ، او را برگردانيد . فرداى آن روز كودكان همسال پسر را فراخواند و كودك آن زن را
هامش
( 1 ) « وسائل » ، 18 / 207 .
بايسته هاى فقه جزاء (فارسى) — صفحة 52 | السيد محمود الهاشمي الشاهرودي