تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بايسته هاى فقه جزاء (فارسى) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
مقام قصاص به جز اينكه قاتل را با شمشير بكشد حق ديگرى ندارد . شايد « كشتن با شمشير » از آن رو كه شيوه‌اى متعارف بوده يا آسان‌ترين شيوهء كشتن در آن روزگار بوده ، در روايت مطرح شده است . اگر چه اين روايت دربارهء قصاص نفس وارد شده‌اند اما مىتوان آنها را به موارد قصاص اعضا و قصاص زخمها نيز تعميم داد ؛ زيرا از اين ناحيه - شرط نبودن مماثله در تمام خصوصيات - از نظر فقهى و عرفى احتمال فرق ميان قصاص نفس و قصاص اعضا وجود ندارد .

پاسخ دو اشكال ياد شده و تحقيق در حكم مسأله

هيچ يك از دو اشكال ياد شده ، وارد نيست و مىتوان از ادلهء قصاص به دست آورد كه اصل « دردناك بودن يا نبودن » ، از خصوصياتى است كه مماثله در آنها در مقام قصاص ، شرط است . اين خصوصيات يعنى اصل تألم و درد و رنج حاصل از زخم يا قطع يا قتل ، نزد مردم امر بسيارى مهمى است و از لوازم اين جنايت به شمار مىرود و از قبيل خصوصيات فرعى و عارضى غير مهم مثل اينكه جنايت در تابستان يا زمستان ، در شب يا در روز واقع شده باشد ، نيست . اينكه زخم يا قطع يا قتل در مقام قصاص ، براى جانى دردناك باشد يا نباشد ، از امورى است كه قطعاً مورد اهتمام عرف و عقلا است ، بنابراين ، اهمال آن و خارج دانستن آن از حق قصاص ، ممكن نيست . به ويژه با توجه به مبحث ديگرى كه در جاى خود آمده است ، « 1 » اگر پيوند عضوى را كه به حكم قصاص ، قطع شده است ، براى جانى جايز بدانيم در اين صورت بايد بگوييم : مثلًا اگر كسى دست ديگرى را عمداً قطع كرده باشد ، مىتوان در مقام قصاص ، شخص جانى را بىحس كرد و با عمل جراحى دست او را قطع كرد و سپس فوراً آن را پيوند زد . با انجام اين عمل ، قصاص اجرا شده و مماثله نيز تحقق يافته است ؛ زيرا دست جانى در مقابل دست مجنى عليه قطع شده است ! در حالى كه مجنى عليه علاوه بر اينكه دستش قطع شده ، مرارت دردهاى شديد حاصل از قطع را نيز چشيده است ، آيا عرفاً پذيرش چنين سخنى در باب قصاص ، ممكن است ؟ حاصل كلام آنكه : در باب قصاص بايد كيفر از جهت مقدار درد و عذابى كه معمولًا و عرفاً مقتضاى طبيعى جنايت است ، با اصل جنايت ، همگون باشد . لزوم اين همگونى
هامش
( 1 ) رك : به گفتار ششم تحت عنوان : « پيوند عضو پس از قصاص » صص 311 تا 328 همين كتاب . در شماره‌هاى آينده همين مجله به چاپ خواهد رسيد .