سرش ، مجازات مىشود . »
شيخ طوسى در خلاف وجه قتل ساحر را در روايت ياد شده اين گونه تعليل كرده است كه :
« عمل ساحر [ اگر به قتل كسى بينجامد ] نوعى افساد در زمين است و او با اين كار سعى در ايجاد فساد در زمين كرده است و بدين سبب قتل او واجب است . از آنجا كه در سحر محاربهاى نيست و معمولًا موجب سلب مال و جان كسى هم نمىشود ، معلوم مىشود كه ملاك حكم روايت ياد شده ، مطلق افساد است . » « 1 »
اين تعليل شيخ ، صرف احتمال است و چيزى كه شاهد بر آن باشد در روايت ياد شده وجود ندارد ، بلكه در روايت سكونى و روايات ديگر ، شاهد بر خلاف آن وجود دارد مبنى بر اينكه قتل ساحر به ملاك كفر و ارتداد او است و بر اين پايه است كه ساحر كافر محكوم به قتل نمىشود ، زيرا او از اصل كافر است و حلال شمردن سحر موجب ارتداد او نمىشود ، بر خلاف ساحر مسلمان . فقهاى ما هم روايت را همين گونه فهميدهاند و از اين رو قتل ساحر را در ضمن حد مرتد آوردهاند .
در روايت سكونى از امام صادق ( ع ) آمده است : قال رسول الله ( ص ) : ساحر المسلمين يقتل و ساحر الكفّار لا يقتل . فقيل : يا رسول الله و لم لا يقتل ساحر الكفّار ؟
قال : لأنّ الكفر ( الشرك ) أعظم من السحر و لأنّ السحر و الشرك مقرونان . « 2 » « امام صادق ( ع ) از قول پيامبر اكرم ( ص ) مىفرمايد : ساحر مسلمان محكوم به قتل مىشود ولى ساحر كافر نمىشود . پرسيدند چرا ساحر كافر كشته نمىشود ؟ فرمود : براى اينكه كفر ( شرك ) بزرگتر از سحر است و براى اينكه سحر و شرك به هم نزديكند . »
از اين روشنتر ، روايتى است كه در قرب الاسناد از سندى بن محمّد از أبو البخترى از امام باقر ( ع ) از پدرش نقل شده كه إنّ عليّاً ( ع ) قال : من تعلّم السحر قليلًا أو كثيراً فقد كفر و كان آخر عهده بربه و حدّه أن يقتل إلّا أن يتوب . « 3 » « امام على ( ع ) فرمود : هر كس چيزى از سحر بياموزد چه كم و چه بسيار ، كافر شده است و آخرين پيمان ميان خود و خدايش را بريد . حد او قتل است مگر اينكه توبه كند . »
هامش
( 1 ) خلاف ، ج 2 ، ص 163 ، كتاب كفّارهء قتل - مسألهء 20 .
( 2 ) وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 576 ، باب 1 از ابواب بقية الحدود .
( 3 ) همان ، ج 12 ، ص 107 ، باب 25 از ابواب ما يكتسب به ، حديث 7 .